۱۳۹۶ جمعه ۲۸ مهر
مهارت فرزندپروري
مقدمه
از گذشته افراد به اين نياز مهم توجهي نكرده بودند ، تا اوايل قرن بيستم كه اين نياز مهم بطرز قابل توجهي آشكار گرديد ، همچون مكتب روانكاوي كه به اهميت دوران كودكي و ارتباط كودك با محيط خود پي برد، به اين صورت كه پايه هاي شخصيت ، رشد شناختي ، اجتماعي ، عاطفي ، هيجاني در اين دوران شكل و قالب اصلي خود را خواهد گرفت و تاثيرات بعدي محيط به اين تنه اصلي شاخ و برگ خواهد داد .
متاسفانه اولين معلمان كودك ، در واقع همان والدين بدون مهم شمردن اين دوران تصميم به والد شدن مي گيرند و با كوهي از آرزو و روياهاي بسيار زيبا و با وجود تلاش بسيار در اين امر مهم شكست خورده و موفقيتي نخواهند داشت و قصر آرزوهاي خود را ، ويرانه اي بيش نمي بينند ، از فرزندان خود به شرح زير ياد ميكنند :
پرخاشگر، بهانه جو، گستاخ ، بي اعتنا ، لجباز، بي نظم و انضباط ، بي مسئوليت و...
دليل ويران ديدن قصر روياهاي والدين تنها يك دليل مي تواند داشته باشد آنهم نداشتن اطلاعات لازم و كافي از دنياي كودك ، در واقع مي توان گفت ( آموزشهاي لازم جهت داشتن فرزندي خوب ، سالم و موفق نديده اند )
دنياي كودك ، بلي همه با اين جمله آشنا هستيم " دوران كودكي عجب دنيايي داشت " بنابراين براي پرورش هر چه بهتر فرزندانمان بايد دنيايي اطلاعات داشت و مهارت هاي بسيار زيادي كه بتوان كودك را تربيت و به بهترين وجه به رشد و كمال خود رساند .
فرزند پروري :
مي توان در يك جمله فرزند پروري را اينگونه تعريف كرد :
فرآيند پرورش فرزند با آگاهي به تمامي ابعاد سلامت ، رشد جسمي ، شخصيتي ، ذهني ، هيجاني ، عاطفي ، اجتماعي از نوزادي تا بزرگسالي .
والدين زماني تربيت و پرورش خوبي خواهند داشت كه قبل از ازدواج بينش و آگاهي هاي لازم را نسبت به اين امر مقدس داشته باشند .
گاهي افرادي را مي بينيم ، به علت بالا رفتن سنشان تصميم به ازدواج وسريعاً والد شدن مي گيرند ، افرادي به دليل ادامه نسل و گاهي بر اثر فشار والدين كه مي گويند : بالاخره هركسي بايد ازدواج كند و بچه دار شود ، اين بالاخره ازدواج كردن و بچه دار شدن! علم وآگاهي مي خواهد و نكته ديگر اينكه والدين نبايد بر اساس تجربيات اثر گرفته از دوران كودكي خود سبك خاص و اشتباهي را در شيوه فرزند پروري بكار گيرند .
در جزوه حاضر براي كسب مهارتهاي فرزند پروري ، اصول ، قواعد و فنوني ميپردازيم كه اميد است پاسخي به اين بحث باشد ، لذا بعد از مطالعه كامل اين جزوه منتظر نقطه نظرات شما خوانندگان گرامي هستيم :
Toloe_arike_mehr@yahoo.com
و يا شماره سامانه پيامك : 942 90 350 36 1000
ونيز شماره تماس ثابت موسسه : 84 52 51 36 026

محمد منصوريان – روانشناس عمومي و مشاور
( موسسه طلوع اريكه مهر )
چندي از احاديث و روايات از پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم:
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند :
مهر خداوندي از آن بنده اي باد كه فرزند خود را با نيكي كردن به وي و دمسازي با او و آموزش و ادب كردن وي ، در نيكو شدنش ياري دهد
امام رضا(ع) مي فرمايند :
هرگاه به كودكان وعده اي ميدهيد آنرا برايشان عملي كنيد ( تعهد پذيري) زيرا آنان مي پندارند شما همان كساني هستيد كه روزيشان مي دهيد . بي گمان خداوند بزرگ به اندازه اي كه براي رعايت نكردن حقوق زنان و كودكان خشمناك مي شود ، براي چيز ديگري خشمناك نمي شود .
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند :
فرزند هفت سال سرور است ( بازي و آزادي كودك همراه با كنترل و نظارت . تربيت نامحسوس )
هفت سال بنده و فرمانبردار ( پرورش ، تربيت و آموزش كودك )
و هفت سال ياور است ( به كار گيري آموخته ها ، الگوبرداري نهايي و مساوات با والدين )
همچنين مولي متقيان حضرت علي (ع) ميفرمايند :
كودك هفت سال تربيت مي شود . هفت سال ادب مي آموزد و هفت سال به كارگرفته مي شود .
امام صادق (ع) مي فرمايند :
پسر بچه هفت سال بازي مي كند . هفت سال نوشتن فرا مي گيرد . هفت سال حلال و حرام مي آموزد .

* خصوصيات خانواده هاي موفق در امر فرزند پروري
1- والدين موفق ، چگونگي روابط بين خودشان در اولويت است ، درست است كه توجه و صرف انرژي بسيار براي فرزندان امري لازم است ولي براي بقا و دوام خانواده روابط بين همسران بايد در اولويت باشد تا با انرژي و آرامش بيشتري بتوانند وقت خود را صرف فرزندان كنند .
2- حمايت والدين از يكديگر و نشان دادن اينكه فرزند پروري امريست در جهت بهبود خانواده وآرامش خاطر خودشان از آينده و احساس رضايت از زندگي و همچنين رضايت متقابل تمام افراد خانواده از يكديگر .
3- والدين موفق ، فرزند پروري را كاري گروهي مي دانند و در اِعمال تربيت ، رفتار و واكنش ها ، در ارتباط با فرزندان هماهنگ هستند ، نه اينكه پرورش فرزندان فقط به عهده يك نفر باشد و ديگري نظاره گر، زيرا امري است زمانگير و صرف انرژي زيادي مي خواهد تا بتوان فرزند پروري خوبي داشت . والدين بايد بتوانند در نظام تربيتي خود هماهنگي كاملي داشته باشند و در مقابل هر رفتار كودك ، واكنشي در يك راستا از خود بروز دهند تا اينكه كودك رفتاري متعارض از والدين خود نبيند . زيرا كودكان بد بودن و يا خوب بودن هر رفتاري را با درجات و ميزان مختلف واكنشهاي بزرگسالان در ذهن خود ثبت مي كنند و اينگونه ابعاد رفتاريشان شكل مي گيرد و متوجه مي شوند چه كاري به چه ميزان خوب است و چه كاري به چه ميزان بد است و چه كاري مي تواند چه نوع پاداش و چه نوع عواقب و محروميت هايي در بر داشته باشد ، حال اگر رفتار والدين با هم همسو نباشد ، كودك دچار نوعي دوگانگي شده و اغلب سعي مي كند غريزي عمل كند و اين نوع رفتار در شخصيت او قالب مي گيرد .
4- از ديگر خصوصيات والدين موفق در اين امر مهم ، اعتباريست كه نزد فرزند دارند ، فرزنداني كه پدر و مادري با اين خصيصه دارند تربيت پذير بوده و والدين خود را مرجع اصلي الگوبرداري خود مي دانند .
والدين در ارتباط با مسايل تربيتي ، برنامه ريزي ، توافق و مشاركت دارند و نسبت به رشد كودك اين برنامه ريزيها را تغيير و ارتقا مي بخشند ، در غير اينصورت كودكان از اختلاف و تفاوت و ناهماهنگي والدين استفاده كرده و آنها را بازي مي دهند ، برابرهرواكنشي درمقابل رفتار خود به والد ديگر پناه برده و بالعكس ، با اين شرايط كودك تكليف روشني از نتايج رفتار خود ندارد زيرا كه تفاوت و اختلاف در رفتار والدين خود را بارها مشاهده كرده است و اعتبار والدين نزد كودك از بين مي رود ، در اين مواقع مي بينيم كودك ديگراني چون دايي خاله و يا دوست همسال خود را جهت الگوبرداري معتبري انتخاب مي كند و ديگر اين والدين نيستند كه كودك را تربيت مي كنند ، در واقع محيط كه نسبتا غير قابل كنترل است اين كار را انجام مي دهد .
5- والديني كه محبت ، آرامش و امنيت را بين خودشان به بهترين وجه برقرار نموده ، بستري مناسب براي تربيت و رشد كودك خود ايجاد مي كنند چراكه بحث و جدل هاي خصمانه والدين و خصومت هايي كه بين آنها رخ مي دهد و چه بسا درگيري هاي فيزيكي ، باعث ايجاد جوي نا آرام و نا امن شده و در كودك خلق و خوي بي ثبات ، تكانه اي و نيز اضطرابي قابل توجه ايجاد كرده و موجب اختلال در تربيت او مي گردد .

- انواع خانواده ها از نظر سبك تربيتي و فرزند پروري
1- خانواده هاي مقتدر
2- خانواده هاي سهل گير
3- خانواده هاي سخت گير و مستبد
4- خانواده هاي طرد كننده و يا ازهم پاشيده

در اين جا به بحث درباره شيوه هاي رايج در انواع خانواده ها به تفكيك نوع آن خواهيم پرداخت :

1- خانواده هاي مقتدر :
والدين در اين نوع خانواده ، پيوسته به كودكان خود توجه و دقت دارند و مرتباً آنها را مورد پالايش قرار داده و ارتباط كلامي و عاطفي بسيار مناسبي با فرزندان خود دارند ، آنها را به استقلال و استدلال و تعقل گرايي احترام مسئوليت پذيري ، همكاري و مشاركت تشويق و حمايت مي كنند ، در اين خانواده محبت ، آرامش و امنيت كاملاً برقرار است ، افراد حق اظهار نظر دارند و در رابطه با مسايل مختلف مشورت و در تصميمات و اجراي آن مشاركت كافي دارند و نيز شخصيت كودك مورد احترام بوده و فقط رفتار اوست كه مورد نكوهش قرار خواهد گرفت نه شخصيت او.
ويژگي فرزندان در خانواده هاي مقتدر:
- متكي به خود همراه با عزت نفس و اعتماد به نفس
- احساس استقلال و نيز تلاش براي آن
- خلق و خوي آرام و مناسب
- رفتار اجتماعي شايسته
- خلاق و مبتكر
- صميميت و حس همكاري و مشاركت
- متعهد و مسئوليت پذير
2- خانواده هاي سهل گير :
والدين در اين نوع خانواده سخت وظيفه شناس و متعهد به تمامي امور كودك خود هستند و البته در راستاي راحتي و آسايش و تن پروري كودك ، هيچ گونه كنترلي روي كودك نداشته و در مقابل كودك از هر نظر آسان مي گيرند .
مشاركت ، همكاري ، تعهد ، احساس مسئوليت ، عواطف ، خلاقيت و ابتكار، تلاش و تجربه ، اعتماد به نفس و اتكاء به خود در اين خانواده به كودك القاء و آموزش داده نميشود . بي نظمي در اين خانواده حكمفرماست و هيچ قانونمندي ديده نمي شود ، خودخواهي ، خودمختاري و بي هدفي در اعضاي اين خانواده ديده مي شود و در مجموع والدين الگو و مرجع مناسبي جهت رشد و پرورش كودك نخواهند بود .

ويژگي فرزندان در خانواده هاي سهل گير
- بي تعهد و بي مسئوليت
- مشاركت و همكاري و صميميت امري ناشناخته است
- لوس ، گستاخ و سركش
- خلق و خوي تكانشي و رفتار ناشايسته اجتماعي
- خود مختار، بي نظم و بي هدف و اغلب افسرده و تنبل
- به والدين خود اغلب احترام نمي گذارند
- هميشه در كمين آسيب هاي اجتماعي قرار دارند
3- خانواده هاي سخت گير و مستبد:
در اين نوع خانواده سخت گيري مبناي هر كاريست و نيز يك والد به طور معمول بر والد ديگر مسلط بوده و استبداد به خرج مي دهد ، طوري كه حس همكاري ، صميميت و مشاركت وجود نداشته و حرف و خواست خود را با زور و فشار بر كرسي مي نشاند و در غير اينصورت بحث و جدل ، تنش و گاهي درگيري هاي فيزيكي در اين خانواده ها مشاهده مي شود . ترس و وحشت ،نا امني و گاه بد دهاني در اين نوع خانواده حكمفرماست .
مسئوليت پذيري معنايي متفاوت و دگرگون دارد به اين معنا كه يك والد زورگويي كرده و باقي افراد با يد اطاعت كنند در غير اينصورت بحث و مجادله يا درگيري فيزيكي رخ خواهد داد اطاعت امر يا مسئوليت پذيري بدون استدلال ، عزت نفسي به دنبال نخواهد داشت و از اعتماد به نفس آثاري ديده نخواهد شد ، حس همكاري و مشاركت بي معنا و صميميت و روابط عاطفي وجود بسيار ضعيفي از خود نشان مي دهد .
مثال : انتخاب لباسهاي كودك كاملا به عهده والدين است و كودك پسر نمي داند دقيقا چرا نبايد كفش صورتي بپوشد و يا نمي داند چرا در ميهماني نبايد سر و صدا كرده يا بدود و يا ادبيات اينكه چطور مي تواند وارد صحبت و اظهار نظر شود و ...
ويژگي فرزندان در خانواده هاي سخت گير
- تحريك پذير با خلق و خوي بي ثبات
- بروز رفتارهاي متعارض و تكانشي
- عدم رشد عاطفي ، اخلاقي و اجتماعي شايسته
- عدم عزت نفس و اعتماد به نفس ، حس حقارت
- فقدان توانايي تصميم گيري و نيز احساس مسئوليت با انگيزه دروني
- حس استقلال نداشته ، ترسو و كم جرأت هستند
- انواع مهارتهاي كلامي ، رفتاري ، عاطفي و اجتماعي در سطح خيلي پايين قرار دارد
4- خانواده هاي طرد كننده يا از هم پاشيده :
والدين اين نوع خانواده ها نسبت به هم و نيز فرزندان ناديده انگار ، غافل و طرد كننده هستند . به هيچ وجه احساس مسئوليت و تعهد نكرده و هيچ كنترلي بر رفتار فرزندانشان ندارند . اعضاء اين خانواده خود مختار، بي قيد و بند به اصول و روابط خانواده و كاملا مشغول كار خود هستند ، از امور هم بي خبرند و گاه با سلام و خداحافظي و احوالپرسي بيگانه اند . در واقع همه با هم همخوانه اند . اگر از والدين اين خانواده بپرسيد فرزندت كجاست ؟ در پاسخ اظهار بي اطلاعي ميكنند و مي گويند : شايد در كوچه ، شايد پشت بام ، شايد خانه همسايه ، نمي دانم بالاخره كه بر مي گردد.

ويژگي فرزندان در خانواده هاي طرد كننده يا از هم پاشيده
- نا لايق اجتماعي
- لوس ، پرتوقع و طغيانگر و گستاخ
- بي توجه و بي مسئوليت
- عدم حس مشاركت ، صميميت يا همكاري
- رفتار متعارض ، نا متعادل و پرخاشگر
- فرد گرا و بي تعهد
- رشد عاطفي و اجتماعي نا مناسب
- هميشه در معرض شديد آسيب و انحرافات اجتماعي قرار دارند
- در اغلب موارد در آينده شغلهاي خلاف قانون و نامناسبي را برميگزينند

فنون و مهارت هاي فرزند پروري
* ايجاد توانايي و هدايت رفتار
وقتي انجام كاري را توسط كودك خود صلاح مي دانيد و يا در راستاي پرورش و تربيت او مي دانيد ، رفتار او را با جمله اي پيشنهادي و اظهار نظر مثبت هدايت كنيد : " تو از پس اين كار بر مي آيي " . " تو مي تواني اين كار را به خوبي انجام دهي " . " ميتواني اين كار را انجام دهي ، نتيجه خوبي خواهي گرفت " . " من به تو در انجام اين كار كمك خواهم كرد " . " كار مشكل و سختي نيست " . " بايد كمي تلاش كني ، هميشه با يك بار تلاش آدمي به نتيجه نمي رسد ، گاهي بايد به دفعات تلاش كرد "
گاهي كودك نمي خواهد كاري را انجام دهد ، ترسي در دل دارد ، استرس داشته و يا ابهامي در نتيجه آن مي بيند و يا در اثر بي حوصلگي و يا ضعيف و ناتوان فرض كردن خود ، ترجيح مي دهد وارد عمل نشود . در اين مواقع با اداي جملاتي مشابه جملات فوق مي توانيد رفتار او را هدايت و در او ايجاد توانايي كنيد . سعي بر اين باشد تا از جملات به طور محكم و با اطمينان ، دوستانه و با احترام استفاده شود ، در صورتي كه نتيجه نگرفتيد مي توانيد از تشويق و پاداش استفاده كنيد ، بهتر است تشويق و جايزه به موقع و بعد از انجام امور محوله باشد تا جنبه رشوه پيدا نكرده و انجام كار مشروط به آن نباشد ، با جايزه هاي مكرر و بيش از اندازه فقط او را شرطي سازي ميكنيد و او قبل از انجام هر كاري از شما تشويق و جايزه طلب مي كند، پس در ارائه تشويق و جايزه افراط نكنيد .
اغلب اوقات براي هدايت رفتار او به عملي كه در نظر داريد ، مي توانيد خودتان شروع به انجام آن موضوع كنيد ، البته در شرايطي كه كودك شما حضور دارد و شما را زير نظر مي گيرد و اين مسئله نوعي الگوبرداري و آموزش سليقه خواهد بود. مثال : شروع به نظم و ترتيب دادن اتاق او مي كنيد و با خود زمزمه كنيد : اي كاش كسي به من كمي كمك مي كرد و در دفعات بعدي مي توانيد كمك بيشتري بخوا هيد و به او بفهمانيد كه توانايي انجام آنرا داشته و از وظايف او به شمار مي رود ، حضور خود را بطور آهسته اي از اين نظم وترتيب دادن حذف كنيد ، با شروع به نظم وترتيب دادن و درخواست كمك از كودكتان با يك تير چند نشان زديد " هدايت رفتاري " . " يادگيري مشاهده اي " . " حس مشاركت " . هميشه براي آموزش سليقه در تزئين اتاق كودك نظر او را بكار ببنديد وقتي نظرات نسبتا خوبي داشت او را تشويق كنيد ، در صورتي كه نظر خوبي نداد ، بگوييد : " من فكر مي كنم اينطور باشه بهتره نظر تو چيه " .زيرا سبب توجه و رضايت او شده و علاقه بيشتري نسبت به نظم و ترتيب دادن به اتاقش نشان خواهد داد . اين نظم در دوران رشد از اتاق شخصي به كل منزل و نيز كليه امور اجتماعي و شخصي وي تعميم پيدا خواهد كرد و در روابط اجتماعي او نيز تاثير گذار خواهد بود . آنگاه خواهيد ديد كه كودك شما نظم و ترتيب را ياد گرفته و با احساس مسئوليت كامل تري كار را انجام خواهد داد و گاهي از كمك و دخالت شما نيز ممانعت خواهد كرد .

* ايجاد كنترل در رفتار و سنجش محيط ، شرايط و موقعيت ( توان مهارگري )
توان مهار يك رفتار و تعديل آن در يك موقعيت و شرايط خاص و به تاخير انداختن ارضاي حاصل از انجام يك كار . به عبارتي ديگر انجام رفتارهاي مردم پسندانه و كنترل تكانه ها و فرآيندهاي دروني به صورت اطاعت از بزرگسال و دروني سازي ارزشهاي ديگران و وجدان اخلاقي . مثال : كودك مي تواند در خانه شما كه در طبقه اول است ، حسابي شيطنت كند و بدود ، حتي با او همپا و همبازي شويد و در اوج شادي با اوصحبت كنيد كه فرضاً در خانه فلاني كه طبقه دوم است اگر مهمان بوديم نبايد اين كار را انجام دهي و باعث ناراحتي و آزار ديگران شوي .

* توجه به رفتارهاي كودك
به جاي اينكه در چرخه توجه به رفتارهاي نامناسب و داراي بار منفي كودك مرتباً توجه شود ، بهتر است به كارها و رفتارهاي خوب و مثبت او نيز بيشتر توجه كرد ، تا اينكه رفتارهاي منفي او بي اهميت و رفتارهاي خوب در نظرش مهمتر و با اهميت تر جلوه كند ، كودك بايد از توجه شما آگاه شود و اگر اينطور عمل نكنيد ، مطمئن باشيد با انجام كارها و رفتار نادرست و گاه عصباني و كلافه كردن شما توجه تان را جلب خواهد نمود و اين باعث يادگيري رفتارهاي غلط در كودك شما خواهد شد .

* توجه به احساسات
هنگاميكه كودك شما شاد ، غمگين ، در حال ترس و يا هيجانات ديگر است بايد كاملا به او توجه نشان دهيد و ارتباط برقراركنيد ، وارد ذهن او شويد و با دقت به حرفهايش گوش كنيد بايد به اين مسئله دقت كنيد كه كودك شما يك بزرگسال با دايره لغات گسترده نيست و مهارتهاي كلامي در سطح بالايي ندارد ، پس ميان حرفهاي او به دنبال سرنخي باشيد تا دليل نوع هيجان آن لحظه كودك را دريابيد
مثال : كودك در هنگام رفتن به مهد يا مدرسه گريه كنان مي گويد : " نمي خواهم بروم " . " حوصله ندارم " . " دوست ندارم بروم " . " خوابم مي آيد " . به جاي مشاجره با او در آغوشش گرفته ، اشكهايش را پاك كنيد ، سبب قوت قلب او باشيد ، او را نوازش كرده و به جاي سوال پرسيدن بگوييد : توواقعاً "ناراحت"يا "عصباني" هستي و يا "ترسيدي" و حتماً مسئله اي باعث شده كه نمي خواهي بروي . كودك : نمي دانم . والد: حتماً مسئله مهميست ، بگو تا كمكت كنم .
كودك :
- يكي از همكلاسيها مرا يواشكي كتك ميزند ...
- بچه هاي مدرسه مرا به خاطر كيف نارنجي ام مسخره مي كنند ( پسر بچه )
- چون به سوالات معلم خوب جواب ندادم به من تمريناتي داده بود كه انجامش ندادم
- و .....
والد با توجه به احساسات كودك دليل و منشأ هيجانات او ( ترس ، خشم ، بي حوصلگي...) را پيدا كرده و راه حلي مي يابد ، زمان شادي نيز بايد به احساس او كاملاً توجه كرده و دليل شادي او را بيابيد و در شاديش شريك شويد ، كودك احساس همدلي و صميميت بيشتري با شما خواهد داشت ، گاه كودك نه تنها به دنبال همدل و غمخوار بلكه شريكي براي شاديهايش مي گردد .

* انواع پاداش ها
- جايزه :
شامل اشياء يا چيزهاييست كه كودك به آن علاقه خاصي نشان ميدهد مانند اسباب بازي يا خوراكي و ... در صورتي كه ميخواهيد رفتاري را در او تقويت كنيد فوراً بعد از انجام آن توسط كودك مي توانيد به او جايزه بدهيد
نكته در حين دادن جايزه و يا قبل از آن شرحي از رفتار مثبتش داده تا كاملا متوجه دليل جايزه شود و نيز بهتراست با تشويق كلامي همراه بوده تا ذهن كودك فقط متوجه جايزه بطور صرف نباشد و ديگر اينكه جوايز اگر با برنامه ريزي روزانه و راس ساعت و هر بار انجام گيرد جنبه شرطي پيدا خواهد كرد كه تربيت كودك را دچار اختلال خواهد نمود
- تشويق كلامي :
عمل انجام شده از طرف كودك به صورت كامل يكبار براي او شرح داده مي شود زيرا كه اين كار به خودي خود نوعي تشويق كلاميست ، سپس با تشكر و قدرداني با زبان كودكانه خودش و نيز با هيجاني خاص ، تشويق كلامي را به پايان مي رسانيد
- تشويق فعاليتي :
داشتن فعاليتي مشترك با آنچه كودك به آن علاقه مند است ، در قبال ارائه و نمود رفتارهاي خوب و مناسب او . درابتداي امر، دقت داشته باشيد كودك درون خود را بيدار كنيد تا تشويق شما براي كودك ارتباطي رسمي تلقي نشده و در عين حال توقع يك هم سن و سال و همبازي كودك را از شما نداشته باشد . مثال : چه كار خوبي انجام دادي كه "اتاق خودت را مرتب كردي" و يا "قبل از وعده هاي غذايي مرتباً بستني نخوردي" و يا "رفتار خوبي داشتي" ، حالا بيا با هم يك بادبادك زيبا بسازيم و به پارك مورد علاقه ات برويم تا آنرا به هوا بفرستيم و ...
- تشويق فيزيكي :
نوازش ، آغوش گرفتن و فشردن ، بوسيدن ، آرنج هاي كودك را محكم گرفتن و به طرز صميمانه اي به او نگاه كردن ، به طور خاصي دست او را گرفتن ، چشمك زدن . دقت داشته باشيد اين موارد را فقط و فقط جهت تشويق به كار نبريد ، گاهي براي نشان دادن محبت خود به كودك نيز مي توانيد اين رفتارها را داشته باشيد.

- نكته :
تشويق و جايزه بايد مناسب و درخور رفتار و سن كودك باشد و اگر نه كم اثر يا بي تاثير خواهد بود و از مبالغه و يا افراط بپرهيزيد ، زيراكه كودك فكر مي كند كاري زيادي انجام داده است كه اصلا مي توانست انجام ندهد!

* استدلال گرايي :
والدين بايد در انجام امور خود استدلال گرا بوده و براي رابطه بين اعمال و رفتار خود و كودك استدلال آورده تا استدلال گرايي را به كودكان خود بياموزند.
مثال : تو را به پارك مورد علاقه ات بردم و اين پاداشي بود در قبال رفتار خوبت ، چندي بعد دوباره به او يادآور شويم كه چرا او را به پارك مورد علاقه اش برديم ، هم يادآور نتايج رفتار خوبش شديم و هم قوه استدلال كودك را فعال تر كرديم و به طور كلي بايد با استدلالهايي آشنا شود كه چرا و به چه علت تنبيه يا تشويق شده و چرا نوع رفتار والدين تغير كرده تا بتواند بطور منطقي تري رفتار خود را كنترل كند .

* اغماض و ناديده گرفتن :
كاربرد اين مهارت توسط والدين جهت پايين آوردن سطح نمود رفتارهاييست كه نميخواهند كودكشان انجام دهد . نكته اينكه به كودك نگاه مستقيم نشود ، ارتباط كلامي و تماس فيزيكي برقرار نشده و بايد فقط در يك صورت به ميدان رفت ، آنهم زمانيست كه انجام عملي توسط كودك براي او خطرآفرين است ، مانند بازي با وسايل خطرناك و يا ضايع كردن حقوق ديگران و ...

رفتارهايي كه مي توان ناديده انگاشت :
- سر و صدا كردن
- گريه كردن هاي بيش از حد
- جيغ و زاري كردن
- به هم ريختن وسايل شخصي اتاق
- تكرار يك رفتار نادرست
بايد بي توجهي به حدي باشد كه رفتار غير صحيح كودك پايان يافته و كودك آماده مذاكره شود ، و اگر كودك وارد مذاكره نشد ، ما پيش قدم شده و خيلي جدي ، قاطع و محترمانه شروع به صحبت و گفتگو خواهيم كرد .

* اتاق خلوت
اين تكنيك در واقع نوعي محروميت موقت و ايجاد جوي جدي و قاطع ، جهت حذف يك رفتار يا وادار كردن كودك به انجام رفتاري كه در صلاح تربيتي او مي باشد انجام ميپذيرد يك اتاق خلوت و يا انتهاي يك راهرو كه وسايل يا اسباب بازيهاي كودك آنجا نباشد انتخاب مي كنيم . اتاق خواب ، حمام يا انباري جهت اين كار مناسب نيستند . بايد هميشه اين مكان ثابت بوده و يك صندلي بزرگسال داشته باشيد تا هنگاميكه كودك روي آن مينشيند پايش روي زمين نرسد . كاري را كه مي خواهيد انجام دهد ، قولي را كه مي خواهيد بدهد و يا توافقي كه مي خواهيد انجام دهيد كاملاً بايد روشن و واضح باشد ، محكم و قاطعانه بيان كنيد . اگر پس از گذشت چند ثانيه نتيجه نگرفتيد ، دوباره حرف خود را تكرار كنيد و اگر باز هم نتيجه اي نداد دست او را بگيريد و بدون توجه او را به اتاق خلوت ببريد ، اگر در اين حين خواست به حرف شما گوش كند ناديده بگيريد و به سمت اتاق خلوت برويد ، او را روي صندلي بنشانيد ، دستها يا شانه هايش را گرفته تا حركت نكند سپس مستقيم و جدي به چشمانش خيره شويد و سكوت كنيد و به ازاي هر سال سنش 1 دقيقه صبر كنيد تا هياهو يا بي تابي و گريه اش تمام شود ، زمانيكه 30 ثانيه اخير آرام بود اتاق خلوت را با او ترك كرده و به محيط خانه برگرديد و انجام رفتار مورد نظر را از او بخواهيد و اگر مجدد انجام نداد و يا نتيجه نگرفتيد ، دوباره به اتاق خلوت برويد . او بايد بداند قوانيني را بايد رعايت كند در غير اينصورت با محروميت يا اتاق خلوت روبرو خواهد شد

نكته :
اگر محروميت اخم و قهر شما از نظر شدت تناسبي با سن يا رفتار منفي كودك نداشته باشد و يا اينكه بسيار طولاني باشد ، منجر به حس انتقام جويي او خواهد شد و نيز بالعكس اگر محروميت شما كوتاه بوده و يا سريعا عذرش را بپذيريد ، كودك محروميت شما را ساده انگاشته و مدتي بعد كار خود را تكرار خواهد كرد و شما را به بازي مي گيرد .
نكته ديگر اينكه كودك نبايد احساس كند او را دوست نداريد ، بايد متوجه اين باشد كه شما با رفتارش مشكل داريد .

* انتقاد
از او بابت رفتار نامناسبش انتقاد كنيد ولي باعث تحقير او نباشيد زيراكه موجب لجبازي و كينه توزي خواهد شد .در اكثر موارد انتقاد موجب تقويت رفتار نامناسب خواهد شد به عنوان مثال زمان بازي كودك شروع به انتقاد از او نكنيد چون موجب كلافه شدن او شده و حس لجبازي او را برمي انگيزد و رابطه بين شما و فرزندتان رابطه خوبي نخواهد شد و اين رابطه نامناسب گسترش پيدا كرده و كودك رابطه با افراد غريبه را بيشتر ترجيح داده و اين وضعيت خوبي نخواهد بود ، زيرا اين حس ترجيح رشد كرده و منجر به اين خواهد شد كه در بزرگسالي در معرض آسيب هاي اجتماعي قرارگرفته و امكان نزديك شدنشان به افراد بزهكار را بيشتر مي كند . بنابراين صبر كنيد تا بازي او تمام شده و با برقراري رابطه عاطفي و كلامي مناسب و قاطعانه همراه با احترام و يا با بازگو كردن يك سري از رفتارهاي مثبت او و تشويق كردن شروع به انتقاد كنيد .
مثال : تو كه "پسر" يا " دختر" خوبي هستي و خيلي مرتبي بايد اسباب بازي هاي خودت را مثل كفشهايت سالم و تميز نگاه داري .

* قاطعيت
با نشان دادن قاطعيت خود در واكنش به رفتارهاي نامناسب كودك ، واكنشهايي قابل پيش بيني و روشن به كودك خود ارائه دهيد و نيز اين قاطعيت در هر دو والد وجود داشته باشد تا كودك بفهمد حرف و نظر والدينش يكي است و وقتي چيزي بگويند لازم الاجراست و مطمئناً با تشويق ، محروميت و واكنشي مشخص روبرو خواهد شد .
توجه او را جلب كرده ، به چشمان او نگاه كنيد و قاطعانه انجام يا انجام ندادن كاري را از او بخواهيد و در آن اسرار بورزيد ، موضوع را فراموش نكرده و در صحنه باقي بمانيد تا به نتيجه برسيد . كودك متوجه قاطعيت شما خواهد شد . با اين كار قانونمندي را در كودك تقويت كرده و او را به اين باور برسانيد كه هر كاري عواقبي قاطعانه خواهد داشت . اين كودكان در بزرگسالي خيلي كمتر به سراغ جرم ، بزهكاري و عوامل جرم زا همچون اعتياد خواهند رفت و قانونمندي را پيشه خواهند كرد .

* دستور دادن
اين تكنيك از قبل به كودك تمرين داده مي شود تا در مواقع ضروري كه فرصت استدلال براي كودك نداريد حرف شما را گوش دهد . مثال : زمانيكه در ميهماني هستيد و انجام يا انجام ندادن كاري را از كودك خود مي خواهيد و اگر استدلال شما را ببيند و ترس از خجالت زدگي را در چشمان شما بخواند شما را به بازي خواهد گرفت !
در دستور دادن نبايد دليل و منطقي آورده شود و اگر نه از حالت دستور خارج مي شود. جمله سوالي و پيشنهادي يا خبري نبوده ، از كنايه گويي بپرهيزيد و قاطعانه از يك جمله دستوري استفاده كنيد . دقت كنيد بر سر كودك فرياد نكشيد ، با احترام و محكم او را صدا كنيد . جمله شما واضح و روشن از درخواست كاري باشد ، ژست فيزيكي يك دستور دهنده را بگيريد مثل دست به سينه يا دست به كمر شدن ، به چشمان او نگاه كرده و دستور بدهيد ، توجه داشته باشيد اگر اين تكنيك را زياد بكار ببريد والدي زورگو محسوب خواهيد شد . پس در حد تمرين اطاعت از والدين را به او بياموزيد و در مواقع ضروري بكار بگيريد . دستور ساده و در توان كودك بوده و با نتيجه گرفتن او را تشويق كرده و پاداش دهيد . جمله دستوري بايد مثبت باشد
مثال : به جاي " تو نبايد با خواهرت دعوا كني " بهتر است بگوييم " دعوا كار درستي نيست و تو بايد به خواهرت احترام بگذاري و با او گفتگو كني "

* تفريح
تفريح و بازي با كودك فرصت تجربه مهارت هاي ارتباطي را به او داده و موجب اعتماد به نفس ، مسئوليت پذيري و رشد مهارت هاي اجتماعي او مي گردد . وقتي تفريحات در خانواده به اندازه كافي و متنوع و شاد باشد احساس نزديكي وصميميت به والدين داشته و ارتباط بهتري پيدا مي كند . مهارت تفريح و بازي با كودك چهار هدف را دنبال مي كند
- صميمي تر و دوست شدن و حس مشاركت در شاديها و اجتماعي تر شدن
- پرورش استعدادها و خلاقيت و ابتكار عمل در كودك
- درك احساس او از طرف والدين و احساس رضايت دو جانبه
- كودك تفريح همراه با خانواده را بيشتر ترجيح داده و اين مساله دروني شده و در دوران نوجواني و بزرگسالي نيز همين گونه را خواهد پسنديد و كمتر در معرض دوست و رفيق هاي متنوع و آسيب هاي اجتماعي قرار خواهد گرفت . البته اين بدان معني نيست كه كودك را وارد اجتماع نكنيم چون در اين صورت آسيب پذبرتر و بي تجربه تر خواهد بود ، در واقع در اين تفريحات كه در بطن اجتماع صورت مي گيرد خانواده در كنار كودك و نوجوان خود حضور مستمر داشته و رشد اجتماعي كودك با آموزش ها و تجربه هاي والدينش و با حمايت آنها صورت مي گيرد
* بازي
كودك براي رشد مناسب ، تجربه كردن ، كشف كردن ، شناخت خود و ارتباط برقرار كردن نياز به راهي كودكانه دارد تا بتواند همواره قوه خلاقيت ، انتزاع و تخيلش رشد كند.

انواع بازي ها :

- جسماني ( فعاليتي ) :
از قديمي ترين بازيها هستند ، كودك اوقاتي از خود را تمايل دارد با تخليه انرژي و رهايي از سستي و راكد بودن ، به آن اختصاص دهد . اين بازيها به صورت انفرادي ، گروهي و تركيبي از اين دو مي باشد . مثل : لي لي . گرگم به هوا . قايم موشك . بالا بلندي . هفت سنگ و ....

- تقليدي
كودك به تقليد از نقشهاي بزرگترها همچون مادر، پدر، خاله ، دايي ، عمو پرداخته و از ايفاي نقش خود لذت برده و تجربه به دست مي آورد . الگو برداريهاي خود را در قالب بازي مرور مي كند . اين راهي و آغازي براي چگونگي همخواني با گروه و اجتماع و رشد اجتماعي است .
- نمايشي
در اين نوع بازي ها هيجان ، عواطف . احساسات بروز پيدا مي كند و به كودك فرصت مي دهد شخصيت دروني خود را به ظهور رسانده و آشكار سازد . در واقع بازي نمايشي جزئي از بازي تقليدي است با اين تفاوت كه كودك حالتهاي دروني خود را در قالب آن نقش به ظهور مي رساند .

- نمادين ( تخيلي )
اين بازيها از حدود 1.5 تا 2 سالگي آغاز و در 6 سالگي به اوج و تا 9 سالگي دوام دارد و در واقع از آنجايي آغاز مي شود كه كودك آرام آرام زبان باز مي كند . زماني به سراغ اين نوع بازي ها مي رود كه امكان واقع گرايي نبوده و ابزار و اسباب بازي مورد دلخواه كودك وجود واقعي نداشته يا حتي الامكان در دست رسش قرار ندارد . اشياء و افراد بطور نمادي ، ذهني و تخيلي در محيط كودك وجودي خيالي داشته و گاهي وجود اشيائي به وسيله اشياء ديگر به نمايش در مي آيد . از توپ به عنوان صندلي ، از بالش كوچك مربع شكل به عنوان فرمان ماشين ، بعضي اوقات اين بازي ها آنقدر خيالي بوده كه نمي توان موقعيتي واقعي براي آن در نطر گرفت و اين همان پرورش قوه تخيل ، ابتكار و انتزاع است كه در آينده باعث به صحنه آمدن هنرمندان ، نقاشان برجسته ، نويسندگان فيلمهاي علمي تخيلي ، مخترعين و مكتشفين مي شود .

- آموزشي
اين نوع بازي ها جهت رشد و تقويت قواي حسي و ارتقاء سطح ذهني كودكان مفيد است . به فعاليت هاي ذهني و رواني كودك از طريق بازي پرداخته خواهد شد . به عنوان مثال در بازي پازل . در اين نوع بازي ها نظارت محدود والدين و مربيان لازم است ، و نيز در اين نوع بايد جنبه بازي بودن و كودكانه بودن آن حفظ شود ، به عنوان مثال در همين بازي پازل كودك علاقه و تمركز بيشتري روي يك پازل با نقاشي كارتوني خواهد داشت تا يك نقاشي رئال و طبيعي از يك منظره . كنترل و اختيار بازي در دست كودك بوده و مربي يا والدين فقط نقش هدايت گري را بطور غير مستقيم و غير تحميلي داشته باشند . در بازي هاي آموزشي كودك بايد در ابتدا همراه شد و بطور آهسته او را تنها گذاشت تا به تنهايي ذهنش بيشتر كنكاش و فعاليت داشته باشد ، زمانيكه به بن بست رسيد حتماً بايد به كمكش شتافت و با يك راهنمايي كوچك او را به ادامه بازي ترغيب كرد تا بر اثر كلافه شدن بازي را رها نكند .
نكته : در انتخاب بازي ها مواردي را حتماً در نظر بگيريد :
- مورد پسند كودك باشد
- مناسب سن او باشد
- ايجاد فعاليت جسمي يا ذهني كند
- ايمني در بازي مورد نظر رعايت شده باشد

* ايجاد قوانين
ايجاد قوانين باعث عملكرد مثبت و بهتر افراد و فرزندان خانواده شده و نيز سبب نظم و ترتيب در در رفتار كودك مي شود كه شامل ليست كاملي از بايدها و نبايدهاست : بيدار شدن و خوابيدن در وقت معين . مسواك زدن . سلام كردن . نياوردن اسباب بازي ها به پذيرايي منزل و .... كودك از همان ابتدا ياد مي گيرد هر كاري را در زمان معين خود انجام دهد . اطاعت از قانون را در او پرورش دهيد . او را با پليس آشنا كنيد و به او آموزش دهيد در مواقعي مي توان به قانون مراجعه كرد و گاهي هم شخصاً نمي تواند خودش مشكلش را حل كند و ممكن است دچار مشكلات بعدي و نيز عواقب بدي شود .
* نظم و ترتيب
اكثر والدين اين امر را ساده انگاشته و كودك را تا حدودي و يا كاملاً آزاد مي گذارند تا جائيكه به مشكل برخورده و از تنبيه هاي بي رويه و حتي فيزيكي كه نه تنها بي اثر، بلكه نتيجه عكس دارد استفاده مي كنند ، وضعيت بدتر از قبل شده و شيوه خصمانه را پيش مي گيرند . اين مسئله در اكثر موضوعات مختلف تربيتي مشاهده مي شود كه والدين بعد از دوره اي سهل انگاري ، متوسل به زور و تنبيه شده و سررشته تربيت كودك را از دست مي دهند . اعمال انضباط با شيوه مناسب بايد از يك سالگي شروع شده وآرام آرام نسبت به رشد كودك و سن او برنامه اي دقيق تر ريخته و نظم و انضباط را به او آموخت . كودك در سنين نوجواني و جواني از لحاظ رفتاري و شخصيتي و نظم و ترتيب با والد خود به مساوات خواهد رسيد و در امور تصميمات خانواده با والدين مشاركت و همكاري خواهند داشت .
نكته : منظم بودن داشتن حس مشاركت و جايگاه اجتماعي در خانواده و همچنين در بزرگسالي و در اجتماع باعث مي شود درجه احساس رضايت از زندگي بالاتر رفته و براي ايجاد حس رضايت و آرامش به دنبال اعتياد و امور خلاف و بزه نباشد

* راهكارهاي ايجاد نظم و ترتيب و انضباط در كودك
- الگو بودن : از قديم شنيده ايم " دو صد گفتار چون نيم كردار نيست " در وهله اول والدين خودشان بايد نظم و ترتيب را رعايت كرده و الگوي مناسب و كاملي از خود ارائه دهند .
- هدايت رفتاري : در ايجاد نظم به ويژه كه مربوط به وسايل كودك يا لباسهايش باشد مي توانيم خودمان دست به كار شويم با توجه به اينكه كودك رفتار ما را مي بيند و مي تواند يادگيري مشاهده اي داشته و در اين حين از او مي خواهيم تا همكاري كند ، با يك تير چند نشان زديم " هدايت رفتاري " . " يادگيري مشاهده اي " . " حس مشاركت " . هميشه در تزئين اتاق كودك سليقه و نظر او را بكار ببنديد زيرا سبب توجه و رضايت او شده و علاقه بيشتري نسبت به نظم و ترتيب دادن به اتاقش نشان خواهد داد . اين نظم در دوران رشد از اتاق شخصي به كل منزل و نيز كليه امور اجتماعي و شخصي وي تعميم پيدا خواهد كرد و در روابط اجتماعي او نيز تاثير گذار خواهد بود .
- برنامه ريزي : در طول هفته روزهايي را براي منظم و مرتب نمودن اتاقش مقرر كنيد و به او بگوييد به تو كمك خواهم كرد . با اين كار به كودكتان دلگرمي داده وخيالش را از تنهايي و سختي كار راحت كنيد .
موسيقي : در حين انجام امور مربوط به نظم و ترتيب از آهنگ يا نوار قصه مورد علاقه اش استفاده كنيد تا شادتر و سرحال تر باشد .

* راه هاي مقابله با بي نظمي :
- تسليم نشويد
هرگز مقابل بي نظمي ها تسليم نشويد . گاهي والدين با ابراز خشونت و يا تنبيه ، خودشان شروع به نظم و ترتيب ميكنند و در حين انجام اين امور شروع به نصيحت و مقايسه و سركوفت زدن مي كنند ، در حاليكه رفتارشان نشان از تسليم در برابر كودك است . وقتي كودك رفتار شما را اينگونه مي بيند هرگز به اصلاح خود بر نمي آيد .
- قهر و ابراز ناراحتي
ضمن حفظ آرامش خود كاملاً منطقي رفتار كنيد و اگر احساس كرديد منجر به سوء استفاده از طرف كودك شد قهر هاي كوتاه مدت و بي توجهي را مد نظر گرفته و نارضايتي خود را در رفتار و چهره نشان دهيد .
* محروميت
منع و بازداري كودك از داشتن چيزي و يا محروم شدن از روي خوش والدين . ميتوانيد او را از چيزي محروم كنيد يا اخم و قهر را بكار ببنديد
محروميت ايجاد كنيد و به او بفهمانيد در مقابل پيامدهاي ناشي از رفتارش مسئول است ، كودك ممكن است از چيزي محروم شود كه ساده از اين محروميت نگذرد ، پس از محروميتي استفاده كنيد كه در خور سن و توانايي او باشد .
- بكارگيري تشويق
از تغييرات مثبت و رفتارهاي حاكي از پيشماني و اقدام به رفتار مناسب مورد حمايت قرار داده و توجه كنيد ، از تهديد كردن و يا شرط گذاشتن خودداري كنيد " اگر آن كار را انجام دهي محروميت تو حذف خواهد شد " به كلام نگوييد ولي آرام وآهسته محروميت را حذف كنيد تا متوجه شود به اين سرعت عواقب ناشي از رفتار منفي از بين نخواهد رفت .
* محبت و آگاهي
به رفتار، احساسات و عواطف كودك خود توجه كرده و نسبت به آن آگاه باشيد تا بتوانيد در شرايط مختلف به او احترام بگذاريد و محبت خود را از او دريغ نكنيد . ابراز محبت مي تواند كلامي ، نوازش ، در آغوش گرفتن ، ابراز دلتنگي ومهمتر از همه محبت مي تواند آگاهي از وضعيت حال او و هماهنگ شدن با او باشد . مثال : در شرايطي كه با دوست همسالش بحث و جدلي داشته و به اسباب بازي و يا دوچرخه اش آسيب رساندند ، اول او را به آرامش برسانيد و بعد از مدتي از او بخواهيد اتاقش را مرتب كند . او سن كمي دارد و توانايي هايش به اندازه يك بزرگسال نيست ، گاهي كم طاقت مي شود . در واقع هميشه حال و وضعيت او را درك كنيد . دانستن ضريب هوشي فرزندتان شما را در اين مهم بيشتر ياري خواهد نمود . مي توانيد جهت انجام تست هوش با تخفيف 70 % به موسسه طلوع اريكه مهر مراجعه نماييد .
* مكالمه و مذاكره با كودك
اين مسئله از نظر اهميت ، هنر والدين محسوب مي شود . رشد و مهارت كلامي كودك هنوز به پختگي و تكامل نرسيده و گاه با رفتارش حرف مي زند و گاه با مكثهايي هر چند طولاني ، بايد صبور باشيد و در حين بازي هرگز با او مذاكره و گفتگو نكنيد . براي اين كارشرايط جدي تري را در نظر بگيريد تا به اهميت آن واقف باشد . با احترام گفتگو كنيد ، جزئيات موضوع مذاكره را كاملاً شفاف و واضح و به زبان خودش بازگو كنيد ، گاهي نظر او را پرسيده و مهلت سخن گفتن به او بدهيد . منطقي باشيد و اجازه ندهيد مكالمه شما به جدل كشيده شود . به حرفهايش خوب گوش كنيد تا نسبت به آنچه كه كودك از موضوع مذاكره دريافته آگاه شويد . و نيز كودكان ديگر را با اومقايسه نكنيد.
* صداقت و پذيرش
هيچگاه به كودك دروغ نگوييد و با كمال صداقت با او برخورد كنيد تا الگوي مناسبي براي او باشيد . هميشه بدون هيچ قيدي او را بپذيريد و براي دوست داشتنش شرط نگذاريد . مثال : "اگر تمامي غذايت را بخوري دوستت دارم"
* ترغيب صرفاً رفتاري ( ايجاد اعتماد به نفس و مقاومت در برابر شكست ها )
زمانيكه كودك را به انجام كاري دعوت مي كنيد صرفاً او را به انجامش ترغيب كنيد و تأكيد بر نتيجه ايده آلي كه از اين كار مي خواهيد نداشته باشيد . با رفتاري مناسب به كودك اجازه بدهيد با اعتماد به نفس و جرأت كامل كار خود را انجام دهد و تجربه كسب نمايد و براي نتيجه بهتر در كوشش هاي بعدي با او مشورت كرده ، ايده بدهيد و سعي كنيد اين را با تشويق انجام دهيد .
گاه مي بينيم افرادي را كه به اعتياد دچار شدند مي گويند : نتوانستيم به خواسته هايمان برسيم ، موفق نبوديم ، مشورت نكرديم و راهنماي خوبي در زندگي نداشتيم ، اعتماد به نفس نداشتيم و هميشه از رسيدن به موفقيت مايوس بوديم .
پس با اين نوع رفتار مقاوم بودن و تحمل و تاب آوري در روبرو شدن با مشكلات را به كودكمان آموختيم ، همچنين تلاش و كوششهاي مجدد و استفاده از مشورت با افراد داناتر و داشتن انرژي و انگيزه و همت براي رسيدن به نتيجه ايده آل و در نهايت موفقيت در اركان زندگي .
* استرس زدايي و ايجاد آرامش و امنيت
تأثير فشارهاي رواني محيط روي كودك بستگي به شخصيت ، ميزان پختگي و هوش و سازگاري او دارد ، اغلب براي كودكان دچار استرس ، توضيح دقيق احساسشان سخت است . مي گويند " دلم درد مي كند " خسته ام " حوصله ندارم " و يا بي قراري مي كنند . استرس مي تواند روي سلامتي جسمي كودك نيز تاثير منفي داشته باشد ، مانند يبوست يا كوليت روده ، لينت مزاج ، سردردهاي عصبي ، تنگي نفس ، تپش قلب كه در موقعيت هاي تنش زا وخيم تر مي شوند .
راهكارها ي استرس زدايي
- پرهيز از رفتارها ي تنش زا
از دعوا ، بحث و جدل و مشاجره و درگيري در مقابل كودك كاملاً بپرهيزيد ، او طاقت اين همه فشار رواني را ندارد
- ارتباط سالم
ارتباط خوبي با كودك خود داشته باشيد . اغلب خود را اخمالو ، عصبي و بي
حوصله نشان ندهيد تا كودك احساس امنيت و آرامش بيشتري در كنار شما داشته باشد .
كودكان مضطرب و فراري از هياهو و حساس شده در مقابل رويدادهاي جدل انگيز و ناملايمات معمولا در بزرگسالي امكان دارد براي فرار از اين مسائل به مواد مخدر پناه ببرند تا يك خلا فكري و آرامش و يا حالت ذهني متفاوتي براي خود ايجاد كنند . اين كودكان در بزرگسالي گرايش بيشتري به مواد روانگردان دارند . در حقيقت ممكن است ابتدا براي كاهش فشارهاي استرس محيط ابتدا به مصرف خودسرانه داروها و سپس به سراغ مواد مخدر بروند .
- ارتباط كافي با همسالان
با برنامه ريزي و قرار بازي گذاشتن كودك با همسالانش و ديگر تفريحات زمينه روابط با همسالان را براي او ايجاد كنيد . او نياز به ارتباط با همسالان خود داشته و نبود اين مسئله او را دچار استرس مي كند . گاهي ديديم كودكي را كه با شنيدن صداي همسالان خود در كوچه ، ابراز بي قراري مي كند و اجازه رفتن به كوچه مي خواهد
- تخليه انرژي
بازي كودكان و صرف انرژي و تخليه آن براي كودكان بسيار مهم است ، زيرا
از اين راه با دنياي اطراف خود ارتباط برقرار مي كند و كمبود روابط اجتماعي با همسالان و نيز راكد بودن ايجاد بي قراري و استرس مي كند .

* مهارت هاي اجتماعي
كودك تمامي نيازهاي جسمي و فردي خود را دريافت كرده و با والدين خود تعامل خوبي دارد و ما نيز تمامي مهارت هاي پرورش او را داريم . ولي بررسي و پژوهشها نشان داده تا زماني كه كودك وارد اجتماع نشود به رشد و تكامل شخصيت نخواهد رسيد . كودك وارد اجتماع شده ، با واقعيت ها و مرارت ها روبرو شده و ارزش ها و اهداف و باورهايش شكل مي گيرد . متخصصان روانشناسي اجتماعي هشدار دادند ، كودكاني كه وارد محيط هاي اجتماعي نمي شوند ، شخصيتي به مراتب وابسته و غير واقعي تر از ديگر همسالان خود دارند . شخصيت هاي وابسته احتمال بيشتري دارد در معرض انحرافات اجتماعي قرار بگيرند . پس بايد اجازه داد تا كودك وارد اجتماعات هرچند كوچك و دوستانه شده و از كنترل و حمايت ما برخوردار باشند و مفاهيم اجتماعي در رابطه با ديگران را تجربه كنند .

* حرف هاي زشت و ناپسند
كودك در يك ارتباط اجتماعي كوچك با همسالان خود ، استفاده از كلمه اي نامربوط را ياد مي گيرد و ما زماني متوجه مي شويم كه او براي تجربه كسب كردن در رابطه با اين كلمات ، آنها را در منزل و جمع والدين بكار مي برد . بايد فوراً به ريشه مسئله پي برد و تدبيري انديشيد . گاهي كودك بعد از به كار بردن اين كلمات كه حتي معني بعضي از آنها را نمي دانند طوطي وار آن را تكرار مي كنند و در بعضي شرايط كودك از نظر بزرگترها موجودي شيرين به حساب آمده و ناخودآگاه تشويق مي شود . چون والدين به عنوان رفتاري جالب به آن نگاه مي كنند و مي خندند ، كودك رفتارش را صحيح وتحسين آميز مي پندارد و مجدداً آنرا تكرار خواهد كرد ، سعي كنيد در اين مواقع اخم كرده و سكوت كنيد تا پي به حرف اشتباه خود برده و در صورت تكرار از محروميت استفاده كنيد .

* عزت نفس و اعتماد به نفس
عزت نفس حس بهتر بودن و با ارزش تر بودن كودك نسبت به خود است وسبب مي شود كه كودك امور خود را با اعتماد به نفس بيشتري انجام دهد و در مقابل مشكلات و فشارهاي رواني راحت تر از سايرين مقاومت نشان دهد . اين كودكان روابط اجتماعي بهتري داشته و نسبتاً شادند وحس مسئوليت پذيري و مشاركت خوبي دارند . براي ايجاد عزت نفس راه هايي وجود دارد كه به بررسي آن مي پردازيم .
- مراقب صحبت كردن با كودك باشيد :
كودك را به خاطر كاري كه با موفقيت انجام داده تشويق كنيد و حتي براي تلاشي كه در انجام آن داشته ، در عين حال كه تشويق مي كنيد از مبالغه نيز بپرهيزيد .
- الگويي از عزت نفس باشيد
الگوي كاملي از عزت نفس و اعتماد به نفس باشيد ، كودك به طور ناخودآگاه عيناً رفتار شما را بازتاب خواهد داد .
- عقايد نادرست
عقايد نادرست كودك را شناخته و در صدد تغيير آن باشيد
- محبت
با كودك مهربان باشيد ، بعد از انجام كاري كه اعتماد به نفس را در او مشاهده كرديد ، او را در آغوش بگيريد و بگوييد كه مايه افتخار شما هستند .
- واكنش دقيق
در مقابل رفتارهايش واكنش مثبت و دقيقي از خود نشان دهيد به عنوان مثال به اين جمله اشتباه دقت كنيد " تو هميشه دست به ديوانگي مي زني " در اين وضعيت كودك احساس مي كند كنترلي روي رفتار خود ندارد . يك مثال درست " تو خيلي سريع عصباني و برافروخته مي شوي اما خوشحالم كه فرياد نمي زني و كار ناشايستي انجام نمي دهي " با اين شيوه هم انتقاد كرديم و هم تشويق مبني بر اينكه انتخاب صحيحي در رفتار خود داشته باشد . هم اعتماد به نفسش را از او نگرفته ايم و هم حس مهارگري را در او تقويت نموديم .
به گفته يك معتاد دقت كنيد كه مي گويد : در جمع دوستانم وقتي مواد مصرف مي كرديم احساس با ارزش بودن مي كردم
چون گاهي از مواد خودشان به او مي دادند و انجام اين كار در يك اجتماع كوچك دوستانه حقارتي در پي نداشته ، همچنين لحظاتي را در خلا فكري بدور از مشكلات ايجاد مي كرده و از طرفي معتاد شدن او باعث خوشحالي آن جمع مي شده و واكنش رفتاري ارزش گذارانه اي درمقابلش داشتند . و اما جوان در دام افتاده از عاقبت شوم خود بي خبر است

* صبر و حوصله
صبر را كنار همدردي و همدلي به كودك آموزش دهيد . مثال " دوستت با تو رفتار خوبي نداشت ولي او هميشه بايد با صندلي چرخدار راه برود " يا اينكه " او از تو كوچك تر است " و ... با تحريك حس همدردي و احترام سعي كنيد صبر و بردباري را به او آموزش دهيد . زمانيكه كودك دچار عجز و عدم بردباري شده مشكل او را جدي بگيريد و حمايت عاطفي خود را از او دريغ نكنيد و با ايجاد ارتباط عاطفي مناسب ، سعي در آموزش صبر و بردباري در او را داشته باشيد .
والدين هميشه و در هر حال الگوي كودك خود هستند . با تحمل و كنترل آرامش در محيط خود در مقابل اتفاقات و مشكلات ، حس صبر و بردباري را به او القا مي كنيد . تحمل و قدرت تاب آوري در برابر ناملايمات در زندگي دوران نوجواني او بسيار مهم است و پايه هاي آن در خردسالي شكل ميگيرد و داشتن اين توانايي او را در برابر خشم و پرخاشگري در برابر سختي ها و مشكلات و همچنين گرايش به مواد براي آرام كردن خود ، مقاوم مي سازد .

* حس مشورت ، اظهار نظر و جرأت گفتگو
سعي كنيد با كودك خود در بعضي امور مشورت كنيد با اين كار هم مشورت كردن را به او مي آموزيد و هم مي توانيد از او بخواهيد آزادانه اظهار نظر كند و اگر اشتباهي در اظهار نظر خود داشت با اخم و ناراحتي جرأت اين كار را از او نگيريرد . ايراد در لحن و طرز حرف زدن او را دوستانه برايش بيان كنيد ، همچنين ايده هاي اشتباه او را ويرايش كنيد . گاهي تمامي افراد خانواده را گرد هم جمع كنيد تا يك به يك راجع به موضوعي اظهار نظر كنند و اجازه بدهيد آنچه در سر دارد بگويد تا اگر اشتباه بود اصلاح شود در واقع فكر او را ورزش دهيد. با اين كار فرزند شما رشد ذهني ، شخصيتي و اجتماعي خوبي خواهد داشت .

* حق انتخاب و تصميم گيري
بعضي اوقات اجازه بدهيد كودك آزادانه حق انتخاب و تصميم گيري داشته باشد و اثرات برآمده از تصميمش را تجربه كند .
او بايد بفهمد گاهي اوقات با وجود اينكه مي داند كه والدينش صلاح او را مي خواهند ولي تصميم گيرنده نهايي خود اوست و اگر به صلاحي كه والدين براي او انديشيدند توجه نكند و تصميم مناسب نگيرد به عواقب سوء آن گرفتار خواهد شد . لذا با اين تجربيات در كودكي حس مشورت و تصميم مناسب در او تقويت مي شود ، زيرا اگر اين تجربيات و قدرت مهارگري و اتخاذ تصميم هاي مناسب از كودكي به بزرگسالي موكول شود عواقب غير قابل جبراني خواهد داشت . فرض كنيد كودك شما هنوز آزادانه تصميم نگرفته و عواقب آنرا نچشيده و اكنون بزرگ شده و مي خواهد مصرف مواد را امتحان كند و اين انتخاب و آزمايش عواقب آن چقدر مي تواند زيان بار باشد

* علاقه به مطالعه و خواندن كتاب :
ناتواني در خواندن به معناي ناتواني در كسب آموزشهاي مكتوب است . آموزش كودك هميشه نمي تواند شفاهي باشد ، بايد به مطالعه علاقه مند باشد و گاهي كه ما مشغول امور شخصي خود هستيم از خواندن كتاب مسائلي را بياموزد . از كودكتان بخواهيد شكل بعضي كلماتي را كه مي خواند نقاشي كند و يا براي شعر يا قصه اي كه مي خواند نقاشي مرتبطي بكشد ، تصوير سازي ذهني همراه با رشد قدرت تخيل ، هم او را علاقه مند كرده و هم در به يادسپاري مطالب خوانده شده تواناتر خواهد شد . به او بياموزيد اطلاعات مهم مربوط به خودش را بنويسد مثل نام . نام خانوادگي . سن . نام مهد كودك يا مدرسه و...

* مسئوليت پذيري و تعهد
احترام به مالكيت فردي ، وسايل شخصي و حريم خصوصي افراد سبب مسئوليت پذيري كودك مي شود . براي ايجاد حس مسئوليت و تعهد مي توانيد در برنامه تقسيم كارهاي منزل وظايفي را به عهده او بگذاريد و بعد از انجام امور محوله از اعضاي خانواده تشكر كرده تا مسئوليت پذيري و تعهد را در آنها ، به ويژه كودك تشويق كنيد. مسلما كودكي كه مسئوليت پذيري و تعهد در او تقويت شده در بزرگسالي به سادگي به سراغ مواد مخدر نخواهد رفت و در قبال زندگي ، خود و آينده اش احساس مسئوليت خواهد داشت .

* بهداشت و تغذيه
اولين موردي كه در مورد تغذيه به ذهن مي رسد برنامه زماني معين براي آن مي باشد . براي به موقع غذا خوردن و نيز عادت به صرف صبحانه بايد ميز را بطور اشتها آوري بچينيد ، حتي الامكان 20 الي 30 دقيقه قبل از صرف صبحانه كودك خود را بيدار كنيد . همچنين بهتر است به محض بيدار شدن يك ليوان آب يا آب پرتقال به او بدهيد تامعده اش شستشو شده و نيز باقيمانده ناچيز غذاهاي ديشب از پرز معده پاك شده و سطح معده آماده تحريك براي خوردن مي شود ، هميشه خودتان در صرف صبحانه پيش قدم باشيد مطمئناً اشتهاي او باز مي شود ، بوي نان تازه نيز مي تواند موثر باشد .
هشدار – چيپس و پفك و مشتقات آن به دلايل مختلفي همچون شور بودن حدود 9 برابر حجم خود آب جذب مي كند ، معده كودك پرشده و دچار سيري كاذب مي شود و از صرف غذا محروم مي ماند . ممكن است حتي كمي چاق هم شده و در عين حال سوء تغذيه و كمبود مواد غذايي داشته باشد و رشد مناسب او دچار اختلال شود . اگر كودك شما ترجيح مي دهد گوشت نخورد و از خوردن آن امتناء مي ورزد ، گوشت را چندين بار چرخ كرده تا حالتي از خمير پيدا كند ، مي توانيد همراه با سوپ يا آش به او بدهيد . همچنين در مورد سبزيجات مي توانيد سبزي را در غذاهاي مورد علاقه كودك بكار ببريد مثل ماكاروني يا پيتزا و ... ميوه را نيز به صورت متفاوتي پوست كنده و قطعه قطعه كنيد تا برايش جالب باشد . دقت كنيد تا غذاهاي اصلي را در طول روز يا هفته بطور لازم براي او مهيا كنيد كه شامل :
- پروتئين – سبزي و ميوه – لبنيات – حبوبات و غلات – چربي و مواد قندي
اشتباهاً گاهي ترتيب غذاهاي اصلي ما به اين صورت ميباشد:
- حبوبات و غلات به ويژه برنج – چربي و مواد قندي – پروتئين – لبنيات – و در آخر ميوه و سبزيجات
بهتر است مابين وعده هاي غذايي ميوه سرو شود و حتي الامكان كودكتان به جز ميوه يا آب چيزي نخورد . دقت داشته باشيد ممكن است خوردن ميوه فوراً قبل از غذا حالتي شبيه به مسموميت و تهوع ايجاد كند ، خوردن شام ديروقت باعث شده كه قبل از هضم كامل غذا كودك به خواب رود ، هم عوارضي چون تنگي نفس و يا خوب استراحت نكردن مغز را داريم و نيز مقداري از غذا در معده ممكن است باقيمانده و صبح هنگام ، به جاي اشتها با حالت تهوع روبرو شويم .
* تلويزيون
تحقيقات نشان داده تماشاي تلويزيون بيش از 2 ساعت باعث رفتار نامناسب ، مهارت هاي اجتماعي ضعيف و الگوبرداري هاي بيش از حد از برنامه هاي تلويزيون خواهد شد . اغلب ديده مي شود كه تلويزيون جزو وسايل شخصي كودك و در اتاق اوست ، اين كاري كاملاً اشتباه است . سرگرم شدن به تلويزيون جلوي ارتباط كافي با افراد خانواده و والدين را گرفته و با تعامل كمتر با محيط ، زمينه رشد كودك در ابعاد مختلف ضعيف و كم رنگ تر مي گردد .
* مقابله با لوس بودن
يكي از مهمترين دلايل لوس بودن كودكان روشهاي اشتباه تربيتي والدين است . والدين با محبت افراطي و شيوه هاي غلط تربيتي كودكاني بي صبر و تحمل ، غير مهارگر و پرتوقع به بار مي آورند . بايد والديني با محبت ولي قاطع بوده و حس مهارگري و صبر و تحمل را به كودك بياموزيم . نوجواني كه اين گونه تربيت و رشد كند مسلما همه چيز را آسان مي خواهد و زندگي در جامعه برايش بسيار سخت خواهد بود ، در نتيجه منزوي شده و احتمال گرايش به اعتياد دارد .
* سوالات جنسي
نه تنها كودكان بلكه نوزادان هم درباره بدنشان حس كنجكاوي دارند و اين يك حس طبيعي و سالم است . توضيح در اين باره براي والدين كاري دشوار محسوب مي شود و گاه براي گفتگو در اين موضوع زبانشان بند مي آيد كه چه بايد بگويند و يا با پرخاش صحبت در اين باره را امري ناپسند مي شمارند و در اينصورت اگر كودك از ما پاسخي نگيرد خودش دست به كار خواهد شد و شايد در شرايطي كه كنترل و نظارت ما وجود ندارد اين كنجكاوي پيش بيايد در نتيجه از پاسخ به سوالات جنسي كودك فرار نكنيد ، با گفتگو در اين باره پاسخهايي سالم تر براي كودكانتان خواهيد داشت و جلوي كنجكاوي هاي بيش از حد او را خواهيد گرفت و باعث مي شود كودك با اين مسئله سرگرم نشود . اگر از توليد مثل پرسيدند و يا اينكه چطور متولد شدند لازم نيست رفتار جنسي را برايش توضيح دهيد بلكه همين قدر كافيست كه بگوييد به وجود آمدن كودك از يك بادكنك كوچك شروع شده ، روز به روز بزرگتر شده تا اينكه از شكم بيرون مي آيد . گاهي كودكان كنجكاو ديدن بدن لخت ديگران هستند ، بايد به او حريم خصوصي را و يك سري بايد و نبايدها را آموزش داد ، در حضور كودك وارد اتاق شده و بگويد مي خواهم لباسهايم را عوض كنم بنابراين كسي نبايد وارد اتاق شود . احترام به حريم شخصي و محدوديت در بعضي موارد را به كودكان بايد آموخت .
* ايجاد فعاليت
امروزه تلويزيون و كامپيوتر باعث شده كه فعاليت بدني در كودكان به حداقل برسد و سبب تنبلي و چاقي آنها شود ، بايد لوازم و اسبابي را مهيا كنيم تا موجب فعاليت كودكمان شود . لوازم بازي پاركها يا دوچرخه و ... مي تواند در اين امر مفيد باشد . اسباب بازي هاي فعاليت دار موجب رشد مهارت هاي حركتي در كودك خواهد شد . اگر كودك فعالي نداشته باشيد و همين امر تا دوره نوجواني صورت گيرد . بدون حتم يك نوجوان بيكار و تنبل خواهيد داشت و مي دانيم كه يكي از علل گرايش به اعتياد بيكاري است .
* پرورش خلاقيت
بازي سايه دستها را با كودك خود انجام دهيد . مي تواند از خمير بازي استفاده كند ، قسمتي از يك داستان جديد را برايش تعريف كنيد و اجازه بدهيد ادامه اش را حدس بزند . ساز دهني برايش تهيه كرده تا براي خودش آهنگسازي كند . براي داستانهايي كه شنيده نقاشي بكشد .
* شهامت
اكثر والدين دوست دارند در اين روزگار سخت و دشوار كنوني ، كودكي پر دل و جرأت داشته باشند . با دادن آزادي عمل و اجازه تجربه و در عين حال نظارت ، اجازه دهيد تا كودكتان گاهي ريسك پذير باشد ، مثلا از 2 پله بپرد . روشن و خاموش كردن اجاق گاز را امتحان كرده و ياد بگيرد . نشان داده شده خانواده هايي كه حس مشاركت خوبي دارند ، فرزندان با شهامت و ريسك پذيرتري دارند .

* مقابله با پرخاشگري
- الگو بودن
در ابتدا بايد الگوي مناسبي باشيد ، با پرخاشگري مطمئناً آنرا به كودك خود آموزش مي دهيد
- بررسي شرايط
وضعيت و شرايط را بررسي كنيد آيا اتاق كافي و جدا براي كودكانتان داريد ، آيا اسباب بازي كافي براي سرگرمي دارند ، آيا بيشتر اسباب بازيهاي او جنبه خشونت آميز دارند ، آيا توجه مساوي به كودكانتان داريد ، آيا دخالتهاي بيش از حد در بازي هاي او داشته و يا به او بي احترامي و زورگويي كرده ايد
- كنترل خشم
به محض اينكه برافروختگي ، مشت كردن دست ها ، فشردن آرواره ، لب گزيدن فرزندتان را ديديد ، سريعاً مداخله كنيد . با آرامش و محبت با او صحبت را شروع كرده ، دستان او را بفشاريد ، در صورت لزوم او را در آغوش بگيريد . به عنوان مثال بگوييد : خانه اي كه ساختي احتمال ريختنش بود ، بايد دوباره امتحان كني تا بتواني خانه محكمتري بسازي ، اگر بخواهي مي توانم كمكت كنم .
* پذيرش نوزاد
براي او عروسكي بخريد كه شبيه يك نوزاد باشد تا از او مراقبت كند ، عكسهاي دوران نوزادي اش را به او نشان دهيد ، به ديدن اقوام و دوستاني برويد كه نوزاد دارند ، داستان هايي برايش تعريف كنيد هر چند ساخته خودتان ،كه در آن نوزادي باشد ، با هم به تقويم نگاه كنيد و بگوييد حدس بزند نوزاد چه زماني متولد خواهد شد ، اگر لازم به جابجاي اتاق او هست يا بايد اتاق را تقسيم كنيد ، يكماه قبل از تولد نوزاد اين كار را انجام دهيد تا احساس نكند نوزاد به محض پا گذاشتن به اين دنيا شروع به غصب كردن مالكيتها و قلمرو او را دارد .
* عبرت آموزي
براي كودكان خود شرايط عبرت آموز را شرح دهيد چه شرايط مثبت چه شرايط منفي مانند امر به معروف و نهي از منكر و دقت كنيد لحن شما حالت مقايسه نداشته باشد مثال :
آن كودك را مي بيني چقدر بي نظم است و اين بي نظمي باعث شده يكي از اسباب بازيهايش را پيدا نكند
چه دوست با ادبي داري چقدر خوب سلام و احوالپرسي مي كند
كتاب داستانهاي عبرت آموز مثل داستان حسني كه نظم و نظافت نداشت و مورد تنفر ديگران بود و زمانيكه منظم مرتب شد همه دوستش داشتند
و به همين ترتيب هرچه سن كودك بالاتر مي رود داستانهاي مناسب سنش ، همچنين وقتي فرزند شما 15 يا 16 ساله است و تقريبا در شرف ورود به اجتماعاتي به غير از مدرسه مي باشد او را به آسيب هاي آگاه كنيد و عواقب كساني كه به اين موارد توجه نكردند را برايشان شرح دهيد ، با او رابطه اي خوب و دوستانه برقرار كنيد تا تمامي مسائلش را با شما در ميان بگذارد ، بدخلقي هاي مكرر و تحقير كردن ايجا وحشت و يا تنبيه فيزيكي فرزندتان تنها فاصله اي بين شما و او ايجاد مي كند و دقيقا در اين زمان است كه امكان در معرض خطر آسيب قرار گرفتن فرزند شما بالا مي رود
* آداب اجتماعي كودك
هر پدر و مادري قطعا ميل دارند كه فرزندان باادبي داشته باشند. بچه هاي خوب و باادب سربلندي پدر و مادر هستند و به وجودشان افتخار مي كنند. بچه هايي كه در موقع ملاقات به ديگران سلام و به هنگام جدا شدن خداحافظي كنند، دست بدهند و احوالپرسي كنند، به بزرگ ترها احترام بگذارند و جلوي آنها برخيزند، آداب غذا خوردن را رعايت كنند، بسم الله بگويند، نظيف و پاكيزه باشند، حقوق ديگران را مراعات كنند و ...
اين قبيل بچه ها باادب هستند، نه تنها پدر و مادر بلكه همه مردم بچه هاي باادب را دوست دارند و از بچه هاي گستاخ و بي ادب بدشان مي آيد. ما در اين مطلب به برخي از روش هاي آموزش مستقيم و غيرمستقيم آداب اجتماعي به كودكان اشاره نموده ايم كه به شرح ذيل مي باشد.

- پدر و مادرها به عنوان الگو
نهايت آرزوي هر پدر و مادري همين است كه فرزندان باادبي داشته باشند، اما براي رسيدن به اين آرزو با پند و اندرز و امر و نهي نمي توان فرزندان مودب و دلخواهي تربيت كرد.بهترين راه براي رسيدن به اين هدف، بودن الگو و سرمشق خوب براي كودكان است. پدر و مادر خود بايد مودب به آداب شوند و به فرزندانشان درس عملي بدهند.
حضرت علي(ع) ميفرمايند:: بهترين ادب اين است كه از خودت شروع كني. پدر و مادراني كه به مودب بودن فرزندان خويش علاقه دارند بايد ابتدا رفتار خودشان را اصلاح نمايند. پدر و مادر بايد خود مودب باشند، با خودشان و كودكانشان و ساير مردم باادب رفتار كنند و به سنن و آداب زندگي مقيد باشند تا كودكان از آنان درس زندگي ياد بگيرند.
- پدر و مادر اگر نسبت به يكديگر باادب باشند، در محيط منزل آداب و رسوم زندگي را رعايت كنند، با بچه ها نيز باادب رفتار كنند، با مردم باادب رفت و آمد و معاشرت نمايند، كودكان چنين خانواده اي طبعا مودب بار مي آيند؛ اما پدر و مادري كه خود مودب به آداب نيك نباشند نبايد از كودكانشان انتظار ادب داشته باشند،گرچه صدها مرتبه بگويند و پند و اندرز دهند.
- عملا به ديگران كمك كنيد در جستجوي فرصت هايي باشيد كه به صورت خانوادگي، داوطلب انجام كار مي شويد. وقتي مسوولان مدرسه فرزندتان مي خواهند براي مستمندان موادغذايي تهيه كنند، مي توانيد در جمع آوري مواد غذايي و كارهاي ديگر به فرزندتان كمك كنيد.
- آموزش معذرت خواهي
بچه ها از هنگام تولد نمي دانند چگونه معذرت خواهي كنند. اين مهارت اكتسابي است. بيشتر بچه ها در مورد كارهايشان احساس گناه و ندامت مي كنند، اما بعضي از آنها خجالت مي كشند كه بگويند از انجام اين كار متاسف هستند. اين كار براي عده اي ديگر دشوار است.ياد دادن نحوه معذرت خواهي به بچه ها كاري مفيد است.
مثلا اگر فرزندتان توپي را پرتاب مي كند كه به كودك ديگري مي خورد، به آرامي بگوييد: مي دانم اتفاقي بود، اما اين كار خيلي مودبانه است كه بگويي: ببخشيد كه توپ به تو خورد. حالت خوب است؟ به فرزندتان ياد بدهيد كه رفتارها نيز مشابه كلمات، معني خاصي دارند. اگر فرزندتان شانه بالا انداخت و به صورت تصنعي گفت: متاسفم، به آرامي اين رفتار را اصلاح كنيد و بگوييد برادرت گريه مي كند، خوب است او را بغل كني و بگويي: ببخشيد كه ناراحتت كردم.
- احترام به بزرگ تر از فرزندانتان انتظار رفتار مودبانه داشته باشيد و بخواهيد با مردم هم مودبانه رفتار كنند. بهتر است به آنها بگوييد چه انتظاري از آنها داريد. اگر فراموش كردند به آنها خرده نگيريد، اما به آرامي به آنها يادآوري كنيد. احترام به كودك يكي از عوامل مهم پرورش شخصيت كودك به شمار مي رود.
كودكي كه مورد تجليل و احترام قرار مي گيرد بزرگوار و شريف و با شخصيت بار مي آيد. او سعي مي كند با حفظ شخصيت خويش از كارهاي زشت اجتناب كند. كودكي كه مورد احترام پدر و مادر قرار گيرد از رفتار آنان تقليد مي كند و به ديگران و پدر و مادر احترام مي گذارد. احترام به كودك نه تنها پدر و مادر را در نظر فرزند كوچك نمي گرداند بلكه روح شرافت و بزرگواري را در آنان پرورش مي دهد.
- گذشت و فداكاري
به كودكان بايد عفو و بخشش و گذشت را بياموزيد و معذرت خواهي ديگران را گرچه به دروغ هم باشد بپذيرند كه امام علي(ع) مي فرمايد: اگر كسي در گوش راست به شما فحش داد و از گوش چپ، اگر چه به دروغ، معذرت خواهي كرد ، اگر نپذيريد از ما نيستيد. - خداوند حكيم در قرآن ضمن آيات فراواني امر به گذشت فرموده است، از جمله بر شما باد كه گذشت كنيد، زيرا گذشت سبب بزرگواري و عزيزي است لذا گذشت كنيد تا پروردگار شما را بزرگ و عزيز فرمايد.
- اگر موقع مهماني مشكل داشتيد
اگر فرزند كوچكي داريد، چند بار در خانه در مورد مهماني نقش بازي كنيد. با برگزاري مهماني نمايشي مي توانيد آدابي را كه از فرزندانتان توقع داريد با او تمرين كنيد. در آداب خود اغراق كنيد تا كودك آنها را كاملا واضح درك كند.
از سرزنش يا توبيخ فرزندانتان در برابر ديگر مهمانان خودداري كنيد. فرزندانتان را به محلي خلوت مانند دستشويي ببريد و با او صحبت كنيد. جملاتي مختصر و مشخصا در مورد مساله مورد نظرتان مطرح كنيد. فقط به اين اشاره نكنيد كه او چه اشتباهي كرده است بلكه دستورالعمل هاي مشخص در مورد رفتارهايي كه مي خواهيد انجام دهد به او بدهيد.
همچنين پيشنهادهايي كه در زير آمده به كودك شما كمك مي كند تا هنگامي كه مهمان به خانه مي آيد، رفتار مناسبي داشته باشد.
- به كودك بگوييد چه كسي و به چه دليل به خانه شما مي آيد.
- اجازه دهيد كودك سلام كردن به مهمانان را تمرين كند.
اگر كودك جواب سلام مهماني را كه از راه رسيده است داد، رفتار درست او را تحسين كنيد. در غير اين صورت او را تشويق كنيد تا اين كار را انجام دهد، ولي هرگز او را تحت فشار قرار ندهيد.
- اگر ضمن صحبت كردن،كودك صحبت شما را قطع مي كند يا مداوم غر مي زند تا جلب توجه كند وادارش كنيد بگويد معذرت مي خواهم و صبر كند تا بزرگسالان صحبت شان تمام شود. اگر كودك مودبانه گفتگوي شما را قطع كرده است، از او انتظار نداشته باشيد براي مدت طولاني صبر كند.
- هنگام مهماني اگر كودك رفتار مناسبي از خود نشان داد با شوق زياد او را تحسين كنيد و پس از رفتن مهمانان ساعاتي را با او بگذرانيد.
درمان بعضي اختلالات و مشكلاتي كه هر كودكي مي تواند دچارش شود :
1 كمرويي
2 دروغگويي
3 ناخن جوي / مكيدن انگشت / رفتارهاي شامل تيك
4 شب ادراري
5 ترس از تاريكي
6 دير خوابيدن
7 تنبلي
8 سندرم قطع تنفس يا مرگ ناگهاني sids ( به تعبير عاميانه : خفگي در خواب ) ( به تعبير خرافيون : بختك )
--------------------------------------------------------------------------------------
1 – كم رويي
كمرويي در كودكان در اكثر مواقع به مرور از بين مي رود اما اغلب موجب عدم پيشرفت و رشد اجتماعي و نيز عدم اعتماد به نفس مي شود .
علائم كمرويي : سرخ شدن . لكنت زبان . من و من كردن . پائين انداختن سر و بازي با انگشتان
راهكارها : - او را دست كم نگيريد و اصطلاحاً توي ذوق بچه نزنيد . اجازه اظهار نظر و گفتگو را به او بدهيد
- در جمع او را سرزنش يا تنبيه نكنيد
- كمك كنيد تا به ضعفهايش در اجتماع غلبه كند ، موقعيت را برايش شبيه سازي كنيد و به صورت بازي اين كار را انجام دهيد
- استعداد و تواناييهاي او را بشناسيد و پرورش دهيد تا خودش را قبول داشته باشد . به كلاسهاي مورد علاقه اش برده تا روابط اجتماعي بيشتري پيدا كند .

2 دروغگويي :
كودك را وادار نكنيد كه به دروغ گويي اعتراف كند . گاهي كودكان براي اينكه والدينشان را نا اميد نكنند دروغ مي گويند و بسياري به خاطر ترس از مجازات شديد دروغ مي گويند . هيچگاه نگوييد دروغت را از چشمانت فهميدم يا دماغت دارد مثل پينوكيو مي شود . كودك به اين اطمينان خواهد رسيد كه دماغش بزرگ نمي شود و دفعه بعد با مهارت بيشتري دروغ خواهد گفت . با صبر و حوصله ريشه دروغگويي را در او پيدا كرده و مشكل را رفع كنيد . با زورگويي و تنبيه كار را خراب تر خواهيد كرد .

3 ناخن جوي / مكيدن انگشت / رفتارهاي شامل تيك
معمولاً بين پسران بيش از دختران است و اساساً بين ناخن جوي و احساس نامني و اضطراب رابطه معنا داري وجود دارد و نيز فشار و نگرانيهاي دروني . اختلافات پدر و مادر . مشاهده فيلم هاي ترسناك . در درمان ناخن جوي و موارد مشابه اساس كار كاهش اضطراب است ، القاء حس آرامش و امنيت به كودك ، حذف شرايط تنش زا ، صحبت از وقايع خوشايند و شادي آور.موثر و مفيد است

4 شب ادراري :
نوعي اضطراب است و اگر با بد خلقي ، عصبانيت و يا تحقير والدين همراه باشد اين مشكل پيچيده تر خواهد شد . پس تشويق به عدم داشتن شب ادراري مي تواند مناسب تر باشد . شبها علي رغم اينكه كودك خواب است او را بيدار كرده و براي تخليه ادرار او را ياري كنيم . مي توان از آلارم نيز استفاده كرد .
5 ترس از تاريكي :
ترسهاي زمان خواب ، ترس از تاريكي ، هيولاي زير تخت يا پشت در اتاق ترسهاي معمول در دوران پيش از دبستان بوده و گاهي تا نوجواني ادامه پيدا مي كند و مشكل ساز مي شود . حدود 5 و 6 سالگي دقيقاً زمانيست كه قوه تخيل كودك در حد اعلاي خود قرار دارد . از 2 تا 10 سالگي از ترساندن كودك و گفتن قصه هاي ترسناك خود جداً خودداري كنيد . وجود چراغ خواب از اتاق كودك تا اتاق والدين ادامه داشته باشد سعي كنيد درب اتاقتان هميشه باز باشد و در مواقع لزوم تا مطمئن از خواب كودك خود نشديد درب اتاق را نبنديد . بستن درب اتاق والدين ، شبها مي تواند براي كودك وحشتناك باشد . چند دقيقه اي در اتاق او و در تاريكي بمانيد ، ابراز محبت كرده و برايش قصه اي آرامبخش بخوانيد و نيز از كارهايي كه قرار است فردا انجام دهد . او را به خاطر ترسيدنش تحقير نكنيد و گاهي به دنبال منبع ترس بگرديد و عدم وجودش را ثابت كنيد . زماني كه وحشت زده است او را در آغوش بگيريد و اجازه ندهيد ترس تمام وجود او را بگيرد
6 ديروقت خوابيدن
براي به موقع خوابيدن كودك خود بايد در ابتدا قانوني براي زمان خواب كودك تعريف كنيد . از استدلال استفاده كنيد ، اينكه كودكان نسبت به بزرگسالان نياز بيشتري به خوابيدن دارند و اگر به مقدار كافي نخوابند در روز خسته و آشفته خواهند بود . كودك بايد متوجه اين باشد كه در يك سري مسائل با بزرگسال خود متفاوت است و بايد قوانيني را رعايت كند كه به صلاح خودش نيز هست . دقت داشته باشيد كه اين اعمال قانون نبايد با زور و تهديد باشد ، شما مهارتهاي بسياري را آموخته ايد كه مي توانيد براي اجراي اكثر موارد تربيتي از آنها بهره ببريد . پس در اين امر مي توانيد از هدايت رفتاري قاطعيت ، گفتگو و مذاكره و ... استفاده كنيد . حدود يك ساعت قبل از خواب يكي يكي چراغهاي روشن منزل را خاموش كنيد تا فقط يك چراغ شمعي روي يكي از ديوارها باقي بماند ، اين كار باعث مي شود چرخه خواب و بيداري در مغز كودك و حتي شما تنظيم شود . مغز متوجه فرا رسيدن زمان خواب شده و آمادگي كامل پيدا مي كند . سپس كودكتان را به اتاق خوابش ببريد و با او گفتگو كنيد از كارهايي كه فردا بايد انجام دهد بگوييد و اينكه خوابيدن به وقت انرژي لازم براي امور فردا را به او مي دهد . چراغ اتاقش را خاموش كرده و چراغ خواب با نور متناسب را روشن نموده و باز هم با او صحبت كنيد ، داستاني تعريف كنيد تا آرامش بيشتري در حين خواب داشته باشد و به او اطمينان دهيد تا نخوابد از اتاقش نمي روديد «قاطعيت شما و عدم تنهايي او تا زماني كه بيدار است» ، سر و صدا و يا صداي تلويزيون همچون نور در خانه از يك ساعت قبل بايد كمتر شود . از ايجاد سر وصداهاي ناگهاني بپرهيزيد ، صداي تلويزيون و گفتگوي شما نبايد در حدي قابل تشخيص بوده و توجه كودك را جلب كند . خود والدين نيز بايستي با فاصله زماني معقولي بخوابند زيراكه به كودك از فوايد خواب كافي شرح دادند و اگر خود نيز محدوده اي را رعايت نكنند براي كودك سوال خواهد شد و فكر مي كند به موقع خوابيدن خودش امري غير منطقي است . مثال : اگر كودك ساعت 10 مي خوابد شما نيز سعي كنيد تا ساعت 12 بخوابيد . مطمئن باشيد روز فرصت زيادي براي انجام امور خود خواهيد داشت و بي خوابي مي تواند استفاده بهينه از ساعات روز را از شما بگيرد
7 تنبلي :
تنبلى به هر صورت و گونه‌اى باشد ريشه‌ها و عللى دارد كه به بررسي مهمترين عللها مي پردازيم
*علل زيستي
*علل استعدادي و ذهني
*علل رواني
*علل عاطفي

تشريح علل......
* علل زيستي :

- سستي و ضعف جسماني
كودكانى هستند كه از لحاظ نيروى حياتى ضعيفند و نمى‌توانند جنب‌وجوش لازم را در زندگى داشته باشند و چون ديگر كودكان نمى‌توانند به پيش روند. معمولاً اينگونه افراد غالباً تماشاچى هستند و توان كار و فعاليت را ندارند.

- مشكلات كم خوني
كم‌خونى خود سبب ضعف‌ها و نارسائى‌ها و مؤثر در رفتار است. اثرى منفى در حركت و تلاش دارد، منجر به ضعف و سستى و بيحركتى مى‌شود آنچنان كه آدمى احساس مى‌كند بار سنگينى بردوش دارد و قادر به حركت و داشتن جنب‌وجوش نيست.

- وضعيت تنفسي
گاهى عدم توان تنفسي خوب و كامل سبب‌ساز خستگى و ركود و در نتيجه تنبلى و تن‌پرورى است. بخاطر وضع بد تنفس و عدم جذب اكسيژن كافي ، نيروى لازم را براى كار و تلاش ندارد وسراز تنبلى و تن ‌پرورى در مى‌آورد.

- بيماريها
برخى از بيمارى‌هاى بدنى زمينه‌ساز تنبلى و تن‌پرورى مى‌شوند. مثلاً كسانى كه اختلال در دستگاه جهازهاضمه دارند و يا وضع مزاجشان عادى و طبيعى نيست و يا افرادى كه هميشه بيمارند نمى‌توانند وضع و رفتارى عادى داشته باشند.

- اختلال در عملكرد غدد
در اين زمينه مسائل بسيارى قابل ذكرند. در كل بايد متذكر شويم كه كم‌كارى برخى از غددمترشحه داخلى زمينه را براى بروز بسيارى از بيحالى‌ها و كم‌كارى‌ها فراهم مى‌كند.نظير : كم‌كارى در كبد و يا ديگر غدد چون غدد فوق‌كليه و تيروئيد .

- خستگي مفرط
منظور ، خستگى‌هاى مزمن و مداوم است كه ناشى از كارهاى بدنى بسيار شديد است و اين خستگى‌ها تدريجاً زمينه را براى فرسودگى بدن و در نتيجه كم‌كارى‌ها و تنبلى‌ەا فراهم مى‌كند بويژه كه اين فرسودگى در سنين كودكى باشد.

- كم خوابي
آنها كه بهر علتى خواب و استراحت كافى ندارند و يا به عمد نمى‌خوابند تا مثلاً بيشتر كار و مطالعه كنند. تجربه‌ها نشان مى‌دهند اينان بيشتر در معرض تنبلى و تن‌پرورى قرار مى‌گيرند.

- پرخوري
برخى از كودكان خواه بعلت شمكبارگى و خواه به علت تشويق والدين به پرخورى توش و توان لازم براى كار و فعاليت را ندارند. اصولاً شكم پر و سنگين و در نتيجه تجمع خون در دستگاه گوارش و افت نسبي فشار خون در بقيه اعضاء بدن به ويژه مغز موجب اختلالاتى فيزيولوژيك شده و حال و حوصله لازم براى كار را از آدمى سلب مى‌كند.

- نقايص و نارسايي
در اين زمينه بايد مسائلى چون نقص در شنوائى يا بينائى را ذكر كنيم. ممكن است گوش او سنگين يا چشم او ضعيف باشد و اين امر سبب بروز افت‌ها و اتهام در تنبلى گردد و حتى براى اين امر كتك بخورد و يا ناراحت گردد.

- فشارهاي بلوغ
بحران‌هاى دوران بلوغ سبب وارد‌آمدن فشارهائى بركودك مى‌شود كه سبب بروز خستگى‌ها و كم‌كارى‌هاست. آنان در آن سنٌ از لهو و هوسبازى سردرآورده و از كار و تلاش عادى و تحصيلى خود باز مى‌مانند.

- مصرف دارو
در مواردى مصرف دارو سبب مى‌شود كه اختلالاتى در تمركز قواى فكرى و در نتيجه كار و فعاليت پديد آيد مثلاً مصرف داروهاى بيماري صرع .

- صدمات مغزي
برخى از كودكان بعلت ضربه مغزى و يا صدمات وارده برآن، حتى در دوران كودكى دچار نوعى سختى در رفتار و يا در ادراك مى‌شوند. موارد و انواعى از صرع هم در افراد ممكن است همان وضع و اختلالات را پديد آورد. و اين امر در شخصيت او تثبيت مى‌شود.

* علل ذهنى و استعدادى
- مشكلات هوش
براساس تجارب كودكانى كه دچار كم‌هوشى و يا افت ذهنى هستند ممكن است از تنبلى سردرآورند. اين امر در اغلب عقب‌ماندگان ذهنى وجود دارد. آنها برحسب طبيعت كندذهنى متوجه شيطنت‌هاى اساسى و بنيادين مى‌شوند. البته مى‌دانيم همه كودكان به يك ميزان هوش ندارند وعوامل وراثتى و محيطى در اين تفاوت بسيار مؤثرند.
- اختلال ادراك
برخى از كودكان دچار تنبلى هستند بدان‌خاطر كه اختلالاتى در ادراك دارند و به تناسب وضع حالشان نمى‌توانند رشد و پيشرفتى داشته باشند و حتى ممكن است كار و برنامه خود را رها كنند و طبيعى است كه به تنبلى متهم گردند.

- تنبلي ذهني
ممكن است فردى از نظر هوش و استعداد در سطح مناسبى باشد ولى بعلت كم‌كارى و يا عدم بكار انداختن ذهن و يا نازپروردگى و لوسى و واگذارى كار خود به ديگران دچار ركود و در نتيجه تنبلى ذهنى گردد و اين‌امر در عين حسن نيٌت و صداقت برايشان پديدآيد. مخصوصاً اگر در برابر برنامه‌اى سنگين قرار گيرند.
- خستگي ذهني
برخى از كودكان بعلت عدم‌آشنائى با شيوه كار و تلاش ، ذهن خود را خسته مى‌كنند.مثلاً با حفظ مسائل پوچ و بى‌ارزش، با حفظ كردن متن يك كتاب داستانى و يا كار و تلاش بسيار، حلٌ معماها و مسائل سخت خستگى ذهنى دارند و رغبت به كار و تلاش پيدا نمى‌كنند.
- ضعف استعداد
برخى از كودكان درباره مسأله‌اى خاص و يا زمينه‌اى مخصوص استعداد ندارند. مثلاً درس رياضى را خوب مى‌فهمند ولى در ادبيات يا هنر و نقاشى استعداد ندارند و برعكس. و اين كودكان در مقايسه با كل برنامه‌درسى با اينكه در يكى دو درس نمره خوب مى‌آورند متهم به تنبلى مى‌شوند.
- ضعف حافظه
كودكاني كه قدرت حفظشان كافى نيست دروس حفظى را نمى‌توانند بخاطر بسپارند در نتيجه راجع به آنها داورى مى‌شود كه تنبل و تن‌پرورند و البته حافظه آنان به دلايل گوناگونى ممكن است ضعيف باشد.

* علل رواني :
- فشارهاي رواني
گاهى كودك براثر عدم امكان در توجيه جرياناتى كه در دور و برش مى‌گذرد و نيز عدم امكان مقابله كردن با اوضاع و شرايط موجود دچار فشار روانى شده و احساس خستگى و فرسودگى مى‌كند و با مراقبت‌هاى بسيار سبب مى‌شوند كه او نيروى اتكاى خود را از دست داده و تنبل‌تر شود.

- اراده ضعيف
برخى از كودكان تنبل بدان‌خاطر كه اراده‌شان ضعيف است در ميان جمعند و سرگرم بازى و نمى‌توانند از آن دل بركنند. اراده قوى ندارند كه تصميم خود را بمرحله اجرا بگذارند. درباره انجام دادن كارى امروز و فردا مى‌كند و يكباره اقدام نمى‌نمايند. در نتيجه به تنبلى متهم شده و از كار و تلاش باز مى‌مانند.

- اختلالات رواني
در مواردى تنبلى بخاطر بيمارى روانى و يا اختلالاتى است كه در اين زمينه وجود دارد. مثلاً بيمارى اسكيزوفرنى در كودكان خود زمينه‌ساز تن‌پرورى و بيكاريست و البته اين بيمارى در بالغان و جوانان بيشتر است. كودك مبتلا توان كار و كوشش كافى را ندارد و تن به راحت‌طلبى مى‌دهد.

- عدم توجه و دقت
برخى از كودكان هوش و استعداد كافى دارند ولى بعللى از جمله علل و عوامل خارجي، خانوادگي، اقتصادي، اجتماعى و ... دچار نوعى بى‌دقّتى هستند. نمى‌توانند خوب بخوانند و بفهمند و رأى و نظر دهند. دركلاس و مدرسه دقٌت و توجه كافى بخرج نمى‌‌دهند و در نتيجه از كار مى‌مانند. در كودكان بيش فعال ودر عين حال باهوش نيز اين عدم توجه و عدم تمركز بطور شديدي مشاهده مي شود .

- اختلال شخصيت
گاهى تنبلى ناشى از وجود اختلال در شخصيت است. مثلاً بررسى‌ها نشان مى‌دهند افرادى كه از نظر شخصيتى جزو گروه استنيك هستند ضعف در تحصيل داشته و به تنبلى متهمند. به برنامه‌هاى درسى علاقه‌اى ندارند و مشكل شخصيتى مانع انجام كار است.
- عدم انگيزه كافي
در مواردى تنبلى ناشى از عدم‌انگيزه است . بدين‌معنى كه عاملى نيست تا او را به كار و فعاليت تحريك كند و يا مشوق و محرٌكى در كار نيست كه موجب دلگرمى و حركتى و تلاشى براى او شود. طبيعى است در چنين صورتى اگر انگيزەاى مادى يا غيرمادى براى فرد پديدآيد آن مسأله حل مى‌شود.

- انزجار و عدم علاقه
زمانى ممكن است كودك نسبت به درس و برنامه‌اى بي علاقه و حتى از آن متنفر باشد. اين بى‌علاقگى و تنفر موجب پيدايش يك حالت دفاعى و خشم و موضعگيرى در كودك است و بدان خاطر تن به كار و برنامه نمى‌دهد. در واقع او تنبل نيست بلكه بي ميلى و اكراه او را به چنين امرى واداشته است.
- احساس عدم امنيت
تنبلى گاهى منوط به احساس ناامنى است. او در محيط خانه و زندگيش دلواپسى‌هائى دارد و نمى‌تواند در كار و درس و برنامه موفق باشد. او خاطرى جمع ندارد تا به كار و تلاش بپردازد- آسايش فكرى ندارد تا تن به كار بدهد.

- لوس و پرتوقع بودن
كودكان ناز پرورده و آنهائى كه بي جهت سست و تنبل شده‌اند و حاضر نيستند تن به كار و برنامه‌اى دهند ، انتظارشان اين است كه ديگران كارشان را انجام دهند. اين امر در روزهاى اول مدرسه پديد آمده و بعدها پس از عدم جلوگيرى بصورت عادتى نامطلوب درمى‌آيد.

* علل عاطفي :
- حسادت
مسأله حسادت كودكان را مشكل ناچيزي بحساب نياوريد. حسادت مى‌تواند موجب عوارض كوچك و بزرگ بسيارى باشد. طفلى كه بعلت حسادت ، ذهن و فكرى مشغول دارد گاهى آنچنان مأيوس مى‌شود كه دست از كار و تلاش كشيده و سرگرم انديشه درباره سرنوشت خود و كيفيت عمل و تصميم‌گيرى درباره حسادت مى‌شود.
- احساس كمبود محبت
گاهى ممكن است كودك تنبل و تن‌پرور شود بدان‌خاطر كه احساس كند والدين او را به واقع دوست ندارند و يا او مورد علاقه والدينش نيست. كودكانى كه از اين بابت كمبود داشته باشند ، فكرى به خود مشغول دارند و اين امر آنها را از فعاليت طبيعى خود باز مى‌دارد، طرز فكرشان اين مى‌شود كه چرا كار كنند و براى كه كار كنند...
- حس انتقام
تنبلى در مواردى حاكى از نوعى انتقام‌گيرى است. گاهى او تنبلى مى‌كند تا بنظر خود از والدين كه خواسته او را برآورده نكرده‌اند انتقام بگيرد و اين امر در كودكان خردسال بيشتر است. و زمانى ممكن است انتقام متوجه خودشان باشد مثلاً بخاطر گناهى كه مرتكب شده‌اند. و اين را وسيله‌اى براى كينه‌توزى قرار مى‌دهند.
- وجود ترس و وحشت
كودكان ترسو ممكن است در مواردى بيشتر كار و تلاش كنند تا مورد تنبيه قرار نگيرند و زمانى هم ممكن است ترسشان شديد باشد و چندان او را بخود مشغول دارد كه دست از كار و تلاش بكشند و همه فكر و ذهن آنان متوجه آن امر باشد و طبيعى است كه راه غلبه بر تنبلى جبران ترس است.
- كودكان مضطرب : به همين گونه است مسأله اضطراب. با اين تفاوت كه اضطراب ترسى است با ريشه‌هاى ناپيدا. سبب مى‌شود كه قرار و آرام سلب شود. نتواند بنشيند، بايستد و يا قرار و استقرار پيدا كند و يا تمركز فكرى داشته باشد.
- حساسيت ها
گاهى كودكى راجع به امرى و مسأله‌اى حساسيت پيدا مى‌كند و آن امر ذهن او را مشغول داشته، هيجانش را به جوش مى‌آورد. طبيعى است مادامى كه او در حساسيت و هيجان باشد دچار حالت شكنندگى است و در امر كار و تلاش راكد است.
- به رخ كشيده شدن
مقايسه كردن كودك و به رخ كشيدن نقاط ضعف او اگرچه در مواردى ممكن است سبب حركت و تلاشى جديد گردد. ولى گاهى براى كودكان حساس بويژه آنها كه امكان رشد و پيشرفت ندارند ممكن است سبب ناراحتى و نوميدى و سرخوردگى گردد و از كار و تلاش عادى بازشان دارد.
- سركوفت خوردن كودكانى كه از والدين خود بطور مداوم سركوفت مى‌شنوند و سرزنش و تحقير بسيار مى‌بينند گاهى از اين وضع به تنگ آمده و بدنبال سياهى مى‌روند كه ديگر رنگى بالاتر از آن نباشد. كار و تلاش خود را رها مى‌كنند تا هرچه شد بشود و اين خود مى‌تواند عاملى براى تنبلى باشد.
- لوس بودن
كودكانى كه بدلايل عاطفى لوس و ناز پرورده بار آمده‌اند در مواردى ممكن است از تنبلى و تن‌پرورى سردرآورند كه در بحث هاي پيشين مفصلا به اين موضوع پرداخته ايم.
- احساس اضافي بودن
برخى از كودكان ممكن است در محيط خانواده خود بهرعلتى پذيرفته نشده و احساس زائدبودن كنند مثل كودكى كه بعلت جنسيت مورد قبول نيست و در خانواده كنار ناپدرى يا نامادرى است و خود را سربار احساس مى‌كند همه فكر او متوجه اين امر است كه خود را جا بيندازد و از كار و تلاش باز مى‌ماند

8 سندرم قطع تنفس يا مرگ ناگهاني sids
( به تعبير عاميانه : خفگي در خواب ) ( به تعبير خرافيون : بختك ) نشانگان مرگ ناگهاني نوزادان، درمان قطعي ندارد و به خوبي نمي‌توان با آن مقابله كرد، چون يك بيماري يا ناخوشي نيست. اين سندروم به نام "مرگ گهواره" نيز ناميده مي‌شود و زماني كه كودكي با سن كمتر از يك سال، به ‌طور ناگهاني بميرد و پس از تحقيقات كامل پزشكي و پزشكي قانوني و حتي اتوپسي، علتي براي مرگ او پيدا نشود، اين سندروم براي او تشخيص داده مي شود.
اين نشانگان، حادثه‌اي تكان‌دهنده و بسيار غم‌انگيز براي خانواده محسوب مي‌شود، زيرا بدون هيچ ‌گونه علامت هشداردهنده‌اي رخ مي‌دهد.
بنابر نظريه آكادمي پزشكي كودكان آمريكا، براي پيشگيري از عارضه «مرگ ناگهاني نوزادان» بايد آنها را به پشت خواباند، چون به پهلو خواباندن نوزاد، خطر چرخيدن نوزاد به روي شكم و مرگ ناگهاني او را در پي دارد.
آكادمي پزشكي كودكان آمريكا بر اساس شواهد روزافزون بيان مي كند كه انجام اقداماتي نظير انتقال تخت نوزاد به اتاق خواب پدر و مادر و دادن پستانك به نوزاد به هنگام خواب در كاهش خطر عارضه مرگ ناگهاني نوزاد موثر است.

عوامل موثر در مرگ ناگهاني نوزادان

با اين كه هنوز علت اصلي نامعلوم است، ولي بر اساس تحقيقات، چند عامل خطرساز در اين رابطه شناسايي شده‌اند. اين عوامل عبارت‌اند از:
* داشتن والدين يا پرستار سيگاري : با حضور هر فرد سيگاري در منزل احتمال نشانگان مرگ ناگهاني كودك افزايش مي‌يابد.
* خوابيدن روي شكم : احتمال بروز اين نشانگان در كودكاني كه روي شكم مي‌خوابند، بيشتر است. وقتي كودك روي شكم مي‌خوابد، احتمال افزايش درجه حرارت بدن بالا مي‌رود، وقفه در تنفس رخ مي‌دهد و كودك هواي بازدمي خودش را تنفس مي‌كند و در نتيجه ميزان دي‌اكسيدكربن در خونش بالا مي‌رود. همچنين اگر كودكي را كه عادت دارد به پشت بخوابد، به روي شكم بخوابانند، احتمال بروز اين نشانگان به نحو چشم‌گيري افزايش مي‌يابد.
* نارس بودن يا كم ‌وزن بودن نوزاد در هنگام تولد : هر چه نوزاد زودتر به دنيا بيايد، و يا هر چه وزن هنگام تولد او كمتر باشد، خطر بروز اين نشانگان بيشتر خواهد بود.
* افزايش درجه حرارت هنگام خواب: اگر درجه حرارت بدن نوزاد هنگام خواب خيلي بالا برود، خطر بروز اين نشانگان افزايش مي‌يابد. افزايش درجه حرارت بدن زماني رخ مي‌دهد كه كودك در اتاق فوق العاده گرم قرار بگيرد و يا تب داشته باشد.
* خوابيدن در بستر بسيار نرم: بسياري از مطالعات ارتباط بين خوابيدن در بستر نرم و بروز نشانگان مرگ ناگهاني كودك را نشان داده‌اند. رختخواب‌هاي آبي، كيسه‌هاي شني، كاناپه، لحاف‌هاي ضخيم و نرم، مبل راحتي و ساير سطوح نرم براي خواباندن كودك نامناسب و خطرناك‌اند.
* اعتياد مادر در دوران بارداري به سيگار يا ساير مواد مخدر: كشيدن سيگار در دوران بارداري، يك عامل خطرزا در بروز نشانگان مرگ ناگهاني كودك است. همچنين اعتياد به سيگار يا ساير مواد مخدر در طول دوران بارداري سلامت جنين را در معرض تهديد قرار مي‌دهد.
* داشتن مادر جوان‌تر از 20 سال: احتمال بروز اين سندروم در كودكاني كه مادرشان كم سن هستند، بيشتر است. همچنين هرچه فواصل بين بارداري‌ها كمتر باشد، احتمال بروز اين نشانگان بيشتر مي‌شود.
* ابتلا به ناخوشي‌هايي كه حيات كودك را مورد تهديد قرار مي‌دهد:‌ اين امر به خصوص در مورد كودكاني كه سابقه قطع تنفس و رنگ پريدگي ناگهاني، كبود شدن و يا وقفه تنفسي داشته‌اند، صادق است.

چگونه از مرگ ناگهاني نوزاد جلوگيري كنيم؟
1- كودك را به پشت بخوابانيد. اين اقدام خطر بروز نشانگان مرگ ناگهاني كودك را به ميزان زيادي كاهش مي دهد.
2- در دوران بارداري از خودتان و جنين تان مراقبت‌ كنيد. براي حصول اطمينان از سلامت جنين و كاهش خطر تولد زودرس و يا كاهش وزن هنگام تولد، بايد تغذيه و مراقبت‌هاي دوران بارداري به نحو صحيحي انجام شوند. در دوران بارداري از مصرف سيگار و ساير مواد مخدر و نيز هر گونه داروي غير مجاز و بدون تجويز پزشك پرهيز كنيد.
3- اجازه ندهيد كسي در اطراف كودك شما سيگار بكشد. فضاي اطراف كودك را در منزل، اتومبيل و يا ساير محيط‌ها عاري از دود نگه داريد.
4- در انتخاب رخت‌خواب كودك دقت كنيد. كودك را در رخت‌خوابي با تشك صاف و سفت كه با يك ملافه مناسب پوشانده شده، بخوابانيد و بالشي زير سرش نگذاريد. از قراردادن اسباب بازي‌هاي پارچه‌اي يا ساخته شده از ساير مواد نرم در تخت‌خواب او بپرهيزيد. اگر مي‌خواهيد روي او را بپوشانيد، از يك ملافه نازك استفاده كنيد و آن را از دو طرف به زير تشك ببريد و دقت كنيد كه از حد سينه بالاتر نباشد. اگر فكر مي‌كنيد كودك سردش است، لباس‌هاي گرم‌تر به او بپوشانيد؛ مانند سرهمي‌هايي كه جوراب سرخود دارد، يا او را در كيسه خواب‌هاي مخصوص كودك بخوابانيد. برخي محققان كشف كرده‌اند كه وقتي نوزاد در رخت‌خواب خود و در اتاق والدين قرار مي‌گيرد، خطر نشانگان مرگ ناگهاني كودك كمتر است، بنابراين به جاي آوردن نوزاد به رخت‌خواب خود مي‌توانيد تخت‌خواب يا گهواره او را به اتاق خود ببريد و يا گهواره كنار تختي بخريد (كه از يك طرف باز هستند و در همان ارتفاع به تخت‌خواب بزرگسالان متصل مي‌شوند.)
5- از گرم كردن بيش از حد كودك بپرهيزيد. هنگام خواب، كودك را بيش از حد در پتو نپوشانيد و به هيچ وجه سرش را زير پتو نگذاريد. اتاقي كه كودك در آن مي‌خوابد، نبايد بيش از حد گرم باشد. حرارت اتاق بايد براي يك فرد بالغ با لباس سبك مناسب باشد.
6- سعي كنيد حتي‌المقدور كودك در معرض عفونت قرار نگيرد. گاهي نشانگان مرگ ناگهاني كودك همراه با بيماري‌هاي تنفسي و بيماري‌هاي دستگاه گوارشي رخ مي‌دهد، بنابراين بهتر است از همه بخواهيد قبل از بغل كردن كودك شما، دست‌هايشان را بشويند و كودك را از افراد بيمار دور نگه داريد.
(دكتر عليرضا مرندي – فوق ‌تخصص نوزادان
استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
برگرفته از سايت تبيان )

* از آنجايي كه تنبلي چشم مشكلات بسياري را در كودكان بوجود مي آورد مطلبي از (سايت بهزيستي كشور) در ذيل آمده تا اطلاعات شما در اين زمينه بيشتر گردد :
علل تنبلي چشم در كودكان
بينايي كودكان چه زماني بايد ارزيابي شود؟
آمبليوپي يا تنبلي چشم نوعي اختلال بينايي است كه باعث كاهش ديد مركزي در يك چشم به ظاهر سالم مي‌شود. در اين حالت گرچه ساختمان ظاهري چشم سالم است ‌اما ديد واقعي چشم حتي با استفاده از عينك هم كامل نمي‌شود.
زماني كه تكامل بينايي در يكي از چشم‌ها طبيعي و در چشم ديگر غيرطبيعي باشد، چشم مبتلا به ضعف بينايي، تنبل است. اگرچه در اين بيماري معمولا يك چشم درگير است، اما در برخي حالات ممكن است هر دو چشم به صورت همزمان تنبل باشند. تنبلي چشم در 2 تا 3 درصد از كودكان مشاهده مي‌شود. بهترين زمان براي اصلاح اين حالت دوران نوزادي يا اوايل كودكي است.
اگرچه نوزادان تازه متولد شده قادر به ديدن هستند، اما بينايي آنها در ماه‌هاي اول تولد، تكامل مي‌يابد. در سال‌هاي اول كودكي، بينايي به سرعت كامل شده و در طي 9 سال اول زندگي، رشد بينايي كودك تكميل مي‌شود. براي دستيابي به ديد طبيعي، تكامل همزمان دو چشم لازم است.
توصيه شده است كه بينايي تمام كودكان تا قبل از 3 سالگي توسط كارشناس اين امر ارزيابي شود. بسياري از كارشناسان معاينه‌هاي چشم پزشكي را به عنوان بخشي از معاينه‌هاي معمول كودكان انجام مي‌دهند و در صورت نياز، كودك را به چشم پزشك معرفي مي‌كنند.
روش‌هاي نوين ارزيابي بينايي را در نوزادان و كودكان كم سن مقدور ساخته است. در صورت وجود سابقه خانوادگي ابتلا به «استرابيسم» يا «لوچي»، «آب مرواريد» يا ديگر بيماري‌هاي جدي چشمي معاينه چشم‌ها در دوران نوزادي توصيه مي‌شود.
در مجموع بهتر است توصيه كنيم از سن نوزادي تا 7 سالگي ، هر سال اين سنجش صورت گيرد .
علت تنبلي چشم چيست؟ تنبلي چشم در اثر اختلال در عملكرد طبيعي چشم‌ها و تكامل بينايي اتفاق مي‌افتد. در بسياري از موارد ممكن است علل مرتبط با تنبلي چشم ارثي باشند. علل تنبلي چشم به سه دسته عمده تقسيم مي‌شود؛
-استرابيسم (لوچي)؛ تنبلي چشم اغلب به دنبال استرابيسم اتفاق مي‌افتد. در استرابيسم يا انحراف چشم‌ها، كودك براي فرار از دوبيني از چشم بهتر خود استفاده مي‌كند و در نتيجه چشم منحرف تكامل نمي‌يابد.
- عيوب انكساري: انواعي از اختلال‌هاي بينايي هستند كه با تجويز عينك قابل اصلاح هستند. تنبلي چشم زماني اتفاق مي‌افتد كه عيب انكساري شامل دوربيني، نزديك بيني يا آستيگماتيسم در يك چشم (در زماني كه چشم ديگر سالم است) و يا در دو چشم (در حالي كه اختلاف قابل توجهي بين دو چشم وجود دارد) وجود داشته باشد.
در اين حالت چشم بدتر تنبل مي‌شود. وجود عيب انكساري شديد در دو چشم مي‌تواند منجر به تنبلي هر دو چشم شود. تشخيص اين نوع آمبليوپي معمولا مشكل است؛ چرا كه در اين حالت ظاهر چشم‌ها طبيعي بوده و به نظر مي‌رسد كه ديد كودك اشكالي نداشته باشد.
افتادگي پلك، آب مرواريد، كدورت قرنيه و ... از جمله عوامل مسدود كننده مسير بينايي هستند. اين مشكل معمولا شديدترين حالت آمبليوپي را ايجاد مي‌كند.
تنبلي چشم چگونه تشخيص داده مي‌شود؟
تشخيص تنبلي چشم كار آساني نيست؛ چرا كه تا زماني كه كودك مشكل واضحي نداشته باشد و يا دچار انحراف واضح چشمي نباشد، والدين متوجه مشكل بينايي كودك نخواهند شد. تنبلي چشم بر اساس اختلاف قدرت بينايي بين دو چشم يا ضعف بينايي هر دو چشم تشخيص داده مي‌شود.
اندازه گيري قدرت بينايي در كودكان كم سن، كار مشكلي است. اما كارشناس با به كارگيري روش‌هاي خاصي از جمله بررسي چگونگي تمركز و تعقيب كردن اشياء توسط يك چشم در حالي كه چشم ديگر پوشانده شده،‌ مي‌تواند قدرت بينايي كودك را تخمين بزند.
بايد توجه داشت كه ضعف بينايي در يك چشم هميشه به معناي تنبلي چشم نيست؛ چرا كه ممكن است ديد كودك با تجويز عينك اصلاح شود و يا اينكه ساير بيماري‌هاي چشمي مانند آب مرواريد، عفونت‌ها، تومورها و يا ساير اختلال‌هاي داخل چشم مسئول كاهش بينايي باشند كه اگر امكان درمان آنها وجود داشته باشد، ديد كودك نيز اصلاح مي‌شود.
براي اصلاح تنبلي چشم نيز كودك بايد از چشم ضعيف‌تر خود استفاده كند كه اين حالت با قرار دادن پوشش بر روي چشم قوي‌تر به مدت چند هفته و يا چند ماه قابل انجام است. حتي زماني كه تنبلي اصلاح شد ممكن است به منظور جلوگيري از برگشت آن، استفاده از پوشش بر روي چشم سالم براي مدت‌ها ضروري باشد.
قبل از درمان تنبلي چشم، درمان مشكلات چشمي زمينه‌اي الزامي است. نمونه اين درمان‌ها شامل اصلاح عيوب انكساري توسط عينك و درمان آب مرواريد با عمل جراحي است.
شدت تنبلي چشم، سن كودك در زمان شروع درمان و علت به وجود آورنده آن از عوامل موثر در موفقيت درمان تنبلي چشم هستند.
عوارض ناشي از عدم درمان تنبلي چشم چيست؟
اگر تنبلي چشم اصلاح نشود، مشكلات زيادي رخ خواهد داد كه ميتواند منجر به نقص بينايي شديد و دايمي در چشم تنبل، از بين رفتن ديد سه بعدي، محروميت از نعمت بينايي براي تمام عمر در صورت ابتلاي چشم سالم به بيماري و يا آسيب جدي گردد..
: اصولا كودكان تمايل به بستن چشم ندارند و از اين كار امتناع مي‌كنند، اما والدين بايد كودك خود را متقاعد به انجام كاري كنند كه به نفع وي است.
نكات زير را به خاطر بسپاريد :
- پيگيري و دقت در اجراي دستورهاي كارشناس، از عوامل مهم در موفقيت درمان است.
- در صورت تشخيص و درمان به موقع تنبلي چشم، بينايي در اكثر كودكان بهبود مي‌يابد.
- احتمال موفقيت در درمان تنبلي چشم ناشي از ((استرابيسم)) يا ((عيوب انكساري نابرابر در دو چشم)) در 9 سال اول زندگي بيشتر است. معمولا بعد از گذشت اين دوره زماني، احتمال بهبود تنبلي چشم به ميزان چشمگيري كاهش خواهد يافت.
- درمان تنبلي چشم به علت انسداد مسير بينايي مانند آب مرواريد، فقط در صورتي موفقيت‌آميز است كه تشخيص و درمان علت زمينه‌اي آن در دو تا سه ماه اول زندگي صورت گيرد.
************************************************

منابع و مأخذ :
1 سايت سازمان بهزيستي
2 فرزندپروري – (ميثم سلگي)
3 روانشناسي تربيتي ( دكتر علي شريعتمداري)
4 روانشناسي كودكان و نوجوانان استثنايي ( دكتر بهروز ميلاني فر )
5 بيش فعالي ( دكتر حميد عليزاده )
6 روانشناسي مرضي كودك ( دكتر فرح لطفي كاشاني – شهرام وزيري )
7 كليدهاي مقابله با اضطراب در كودكان و نوجوانان ( دكتر كاتارينا ماناسيس – ترجمه فرناز فرود )
8 - 110 نكته از دنياي كودك ( به كوشش محمد رضا قربان زاده )
9 روانشناسي كودك ( دكتر محمد جواد قاسم زاده )
10 روش هاي نوين فرزند پروري ( سازمان بهزيستي كشور )
11 نقش خانه و مدرسه در تربيت كودكان و نوجوانان ( ترجمه ئ تاليف : زهرا اسحاقي – حسنعلي ميزا بيگي )
12 راهنماي كامل تربيت كودك از 6 تا 9 سالگي ( رابين گلدستاين – مترجم شيرين يزداني )
13 تربيت كودك ( دامين فيتز جرالد – ترجمه و ويرايش : الهام حاجي باقري و حسنعلي ميرزا بيگي )
14 روانشناسي پرورشي ( دكتر علي اكبر سيف )
15 مقالات علي نقي قاسميان نژاد ( اينترنت )
16 كليدهاي آموختن آداب اجتماعي ( شريل ابرلي – ترجمه ترانه بهبهاني )
17 آداب اجتماعي : صابر محمدي ( روزنامه جام جم )
18 سايت تبيان : دكتر عليرضا مرندي – فوق ‌تخصص نوزادان

دانلود فايل ورد...دانلود فايل
pdf

تاریخ :
1396/01/08
تعداد بازدید:
840
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0

ارسال نظرات
دانشگاه علوم پزشکی جهرم
دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی
كليه حقوق اين پايگاه متعلق به دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني جهرم مي باشد.
Powered by DorsaPortal